عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

549

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

زين نيز عجب‌تر كه ز بى قدرى و خوارى * نزديك همه خلق چو ترسا و جهودند . آرى بر درگاه كريم هر چند خود را ذليل‌تر دارى ، عزيزتر شوى ! آن ذلّ تو از دوست نه نوميدى است ، كه آن گواه راستى و درستى است . پير طريقت گفت : الهى ! فرياد ازين خوارى خود ، كه كس را نديدم بزارى خود ! فرياد ازين سوز كه از فوت تو در جان ما ، در عالم كس نيست كه ببخشايد بروز و زمان ما . الهى ! از حسرت چندان اشك باريدم ، كه به آب چشم خويش تخم درد بكاريدم . اگر سعادت ازلى دريابم ، اين همه درد پسنديدم ، ور ديدهء من بيكبار بر تو آيد ، در آن ديده خود را ناديدم . بَلِ اللَّهُ يُزَكِّي مَنْ يَشاءُ - هر كه تزكيت خداى درو رسد نشان وى آنست كه از صحبت آن پراكنده دلان كه در راه جبت و طاغوت فرو شدند باز رهد ، و نيز ايشان را به خود راه ندهد ، و تا نپندارى كه پرستنده جبت و طاغوت آن بت‌پرستان بودند و بس ! هر كه او با هواء نفس خويش بياراميد ، و در بند مراد نفس بماند ، او مرد طاغوتست و بندهء جبت . در خرابات نهاد خود بر آسودست خلق * غمزه بر هم زن يكى تا خلق را بر هم زنى پاى بر نفس خود نهادن ، و هواء خود را در تحت قهر خود آوردن ، به زبان اهل اشارت آن ملك عظيم است كه اللَّه گفت : وَ آتَيْناهُمْ مُلْكاً عَظِيماً ، و يقال : الملك العظيم هو الاطلاع على اسرار الخلق ، و الاشراف على اسرار المملكة ، حتى لا يخفى عليه شىء . ابو عثمان مغربى از اينجا گفت : هر كه حق را اجابت كرد ، مملكت وى را