عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
547
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
شيرين ، و در مهر تمام . در صفت از عيب پاك ، و در كرد از لغو پاك ، و در گفت از سهو پاك ، و در مهر از ريب پاك . خدايى كه از اوهام بيرون ، و كس نداند كه چون ! خدايى را سزا ، و به خدا كارى دانا ، وز عيبها جدا ، در ذات و صفات بيهمتا . هر كه اين اعتقاد گرفت از شرك اكبر برست ، و با اصل ايمان پيوست . امّا شرك اصغر دو قسم است دو گروه را : مؤمنان را ريا است در عمل ، و ترك اخلاص در آن ، و عارفان را التفاتست با عمل و طلب خلاص به آن . امّا اثر آن در مؤمنان آنست كه از ايمان ايشان بكاهد ، و در يقين ايشان خلل آرد ، و در روشنايى بايشان فرو بندد . مصطفى ( ص ) گفت : سخت ميترسيم بر امّت خويش از شرك كهن . گفتند : يا رسول اللَّه شرك كهن كدام است ؟ گفت : آنكه عمل كند ، و در عمل وى ريا بود . شداد اوس گفت : رسول خداى را ديدم كه ميگريست . گفتم : يا رسول اللَّه چرا ميگريى ؟ گفت : ميترسم از امّت خويش اگر شرك آرند ، نه آن كه بت پرستند ، يا آفتاب و ماه پرستند ، لكن عبادت بريا كنند ، و خلق را با حق در آن عمل انباز كنند ، و اللَّه ميگويد : أنا اغنى الشركاء عن الشرك ، فمن عمل عملا اشرك فيه غيرى فأنا عنه برىء ، و هو الذى اشرك . ميگويد : هر كه عملى كرد و ديگرى را با من از آن انباز گرفت ، من از انبازان همه بىنيازترم ، جملهء آن عمل به آن انباز دادم . امير المؤمنين على ( ع ) مردى را ديد سر در پيش افكنده ، يعنى كه پارساام . گفت : اى جوانمرد اين پيچ كه در گردن دارى در دل آر ، كه خداى در دل مينگرد . گفت : روز قيامت فرا قرّاء مرائى گويند : نه شما آنيد كه متاع دنيا بشما ارزانتر فروختند ؟ نه آنيد كه مردمان بر در سراى شما ايستادند « 1 » ؟ نه آنيد كه ابتداء
--> ( 1 ) - نسخهء الف : بيستادنديد . )