عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
544
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
اگر كسى گويد بر تعنّت كه : آن پوست نو كه ميآفريند عاصى نيست ، چونست كه وى را عذاب ميكنند ؟ جواب وى آنست كه همان پوست سوخته مى نو كند ، و باز آرد نه پوستى ديگر ، چون قادر است كه آن پوست كه در خاك مىبريزد ، پس همان نو مىكند ، و باز مىآفريند ، قادر است كه آن پوست در آتش بسوزد ، پس بقدرت همان نو كند ، و بازآفريند . پس نه تبدّل در اصل آمد ، كه تغيّر در حال آمد . و بناء اين قاعده بر آنست كه غير بر دو معنى استعمال كنند : بر معنى تضادّ و تنافى ، و بر معنى تغيّر و تبدّل . و معنى تضاد و تنافى آنست كه گويند : اللّيل غير النهار و الذّكر غير الأنثى . و معنى تغيّر و تبدّل آنست كه ربّ العزّة گفت : يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ ، و هى تلك الأرض بعينها ، غير انّها بدّلت جبالها و أنهارها و أشجارها . و بعرف و عادت كسى را بينى تندرست ، پس او را بينى نزار و ضعيف . چون از وى پرسى گويد : انا غير الّذى عهدت ، من نه آنم كه تو ديدى ! و او همانست ، لكن حالش متغيّر گشت ؛ و فى معناه انشد : فما النّاس بالنّاس الّذى قد عهدتهم * و لا الدّار بالدّار الّتى كنت اعرف سدى گفت : تأويل اين آيت آنست كه چون پوست كافر سوخته شود ، و عذاب آن بچشد ، هم از آن گوشت كافر كه عصيان در آن رفته باشد ، پوستى ديگر بيرون آرد تا ميسوزد . پس هر پوست كه سوزد از آن بود كه عصيان در آن رفته باشد . إِنَّ اللَّهَ كانَ عَزِيزاً - اى قويّا ، لا يغلبه شىء حَكِيماً - فيما دبّر و قدّر . ثمّ اخبر بمستقرّ المؤمنين ، فقال : وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ - يعنى البساتين ، تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها أَبَداً - لا يموتون ،