عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
539
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
شد ، با هفتاد سوار از جهودان به قصد آنكه تا با مشركان قريش دست يكى دارد ، و قتال رسول خداى را تدبير سازند . كعب چون در مكه شد بخانهء بو سفيان فرو آمد . بو سفيان او را گرامى داشت ، و ترحيب و تقريب كرد ، و آن جهودان كه با وى بودند هر يكى را بسرايى فرو آورد . آن گه بو سفيان را گفت كه : سى مرد از ما و سى مرد از شما بايد تا بخانهء كعبه رويم ، و آنجا عهد كنيم ، و پيمان گيريم ، كه در قتال محمد بكوشيم چندان كه توانيم ، و فترتى در خود نياريم تا وى را برداريم . بو سفيان و اصحاب وى كعب اشرف را گفتند و حيى اخطب با وى كه : ما بر شما آمن « 1 » نباشيم به آنچه مىگوييد ؟ نبايد كه اين مكر ميسازيد بر ما ؟ اگر ميخواهيد كه شما را به آنچه گفتيد استوار داريم ، اين دو بت را سجود بريد ، و بايشان ايمان آريد ، و آن دو بت جبت و طاغوت بودند . ايشان مر آن بتان را سجود بردند ، و ايشان را پرستيدند . اينست كه ربّ العالمين گفت : أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيباً مِنَ الْكِتابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَ الطَّاغُوتِ . ميگويد : نه بينى اى محمد اين علما و حاكمان جهودان را كه به جبت و طاغوت ايمان ميآرند ؟ و ايشان را سجود مىبرند ؟ پس بو سفيان ، كعب را گفت كه : تو مردى از اهل كتاب خدايى ، و تورات خواندهاى و دانستهاى ، و ما امّيان عربايم ، چون مىبينى كار محمد ؟ دين وى بهتر است يا دين ما ؟ راه وى به حق نزديكتر است يا راه ما ؟ كعب گفت : با من بگوئيد كه دين شما و راه شما چيست ؟ بو سفيان گفت : ما قومى مهمان داران و مهمان دوستانيم ، بروز مهمانى شتران فربه كشيم ، و مهمان را گرامى داريم ، و حاجيان را سقّايى كنيم ، و اسيران را باز خريم ، و رحم بپيونديم ، و خانهء كعبه را عمارت كنيم ، و گرد آن طواف كنيم ، و اهل حرم خدا مائيم ، و بر دين پدران خويش بماندهايم ، و محمد
--> ( 1 ) - نسخهء ج : ايمن . )