عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
529
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
رسانيديد ؟ ايشان گويند رسانيديم ، و امّت ايشان انكار كنند . ربّ العالمين گواه خواهد . پيغامبران گويند : امّت محمد ( ص ) گواهان مااند بتبليغ رسالت . آن گه فرمان آيد كه اى جبرئيل امّت محمد را حاضر كن ، تا گواهى دهند كه ما داور دادگرانيم « 1 » ، حكمى كه كنيم بعد از ظهور حجّت و ثبوت شهادت كنيم . امّت محمد بيايند تا گواهى دهند . كافران گويند : شما پسينان بوديد ، از قصّه و داستان ما چه خبر داشتيد كه ما را نديديد ؟ ايشان گويند : ما در محكم تنزيل قرآن مجيد خوانديم و دانستيم : كَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ الْمُرْسَلِينَ ، كَذَّبَتْ عادٌ الْمُرْسَلِينَ ، كَذَّبَتْ ثَمُودُ الْمُرْسَلِينَ ، كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ الْمُرْسَلِينَ ، كَذَّبَ أَصْحابُ الْأَيْكَةِ الْمُرْسَلِينَ ، وَ كَذَّبُوا وَ اتَّبَعُوا أَهْواءَهُمْ . آن گه كافران تزكيت ايشان خواهند . فرمان آيد كه : اى جبرئيل ! محمد را حاضر كن تا اينان را تزكيت كند . جبرئيل برود و ميكائيل و اسرافيل با وى ، مصطفى ( ص ) را بر براق نشانند ، با لواء كرامت ، و تاج ولايت ، ابو بكر بر راست او ، و عمر بر چپ او ، و عثمان از پس ، و على ( ع ) از پيش . منبرى نهاده از ياقوت سرخ برابر عرش مجيد . مصطفى ( ص ) بمنبر برآيد از حضرت عزّت ندا آيد كه : اى محمد ! انبياء دعوى كردند كه ما رسالت رسانيديم ، و پيغام گزارديم ، بيگانگان منكر شدند . امّت تو پيغامبران را گواهى دادند . اكنون تزكيت گواهان ميخواهند . رسول ( ص ) ايشان را تزكيت كند ، گويد : بار خدايا راستگويانند ، و نيك مردانند ، و تو خود گفتهاى بار خدايا كه : بهينهء امّت ايشاناند : كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ ، جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً . ربّ العالمين گويد : گواهىشان قبول كردم ، و حكم كردم بيگانگان را سياست و عقوبت ، و دوستان را مثوبت و رحمت . آن گه پيغامبران گويند : بار خدايا امّت احمد را بر ما حقّى واجب
--> ( 1 ) - نسخهء الف : ما داد كرد او رانيم .