عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
530
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
گشت كه بتبليغ رسالت ما گواهى دادند . بار خدايا ! اگر در ميان ايشان گناهكاريست ، آن معصيت وى در كار ما كن ، و بفضل خود او را بيامرز . ربّ العالمين گويد : بيك شهادت كه از بهر شما دادند مستوجب شفاعت شما گشتند ، و حقّ ايشان بر شما واجب گشت ، پس من خود چه سازم ايشان را از كرامت و نواخت ؟ كه هفتاد سال از بهر من در سراى بلا غم خوردند ، و بار بلاء ما كشيدند ، و به يگانگى ما گواهى دادند ، جز بر راستى و دوستى « 1 » نرفتند . راست كارى پيشه كن كاندر مصاف رستخيز * نيستند از خشم حق جز راستكاران رستگار اين عزيزانى كه اينجا گلبنان دولتاند * تا ندارىّ و ندانى شان بدينجا خوار و خار ! امّا مقام محاسبت در پيش ترازو بود ، و خلق عالم درين مقام بر سه قسماند : قسمى آنند كه در ديوان ايشان حسنتى نيابند ، و بنام ايشان خيرى بر نيايد كه كرده باشند . ايشان را بىحساب و بىكتاب ، يك سر بدوزخ رانند . و قومى بر عكس اين باشند ، كه در نامهء ايشان جز حسنات و فنون طاعات نبود ، ايشان را بىحساب و بى كتاب يكسر ببهشت فرستند . قومى بمانند در ميان ، كه در جريدهء ايشان هم نيكى بود ، و هم بدى ، هم طاعت ، و هم معصيت ، خَلَطُوا عَمَلًا صالِحاً وَ آخَرَ سَيِّئاً . اعمال ايشان بترازوى عدل درآرند اگر كفّهء طاعت رجحان دارد كليد سعادت و پيروزى جاودان در دست ايشان نهند كه : فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ . و اگر نه ، كه كفّهء معصيت راجح شود ، « لا يفلح » به پيشانى وى باز بندند ، و گويند : فَأُولئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فِي جَهَنَّمَ خالِدُونَ .
--> ( 1 ) - نسخهء ج : راستى دوستى .