عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

528

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

گويد : من نه مرد اين كارم ، كه من به خود درمانده‌ام ، رويد بر نوح تا وى شفاعت كند . بر نوح روند جواب همان شنوند . بر ابراهيم روند جواب همان شنوند . موسى و عيسى همان گويند . مصطفى ( ص ) گفت : آن گه بر من آيند ، من برخيزم پيش عرش ملك بسجود درآيم ، آن گه فرمان آيد از حضرت عزّت كه : يا محمد چه كار دارى ؟ و چه خواهى ؟ و خود عزّ جلاله داناتر بر آنچه من خواهم . گويم : بار خدايا ما را وعدهء شفاعت داده‌اى در خلق خويش ، اكنون ميخواهم كه ايشان را ازين انتظار و حيرت برهانى ، و كار برگزارى و حكم كنى . ربّ العالمين گويد : قد شفعتك انا ، آتيكم اقضى بينكم . قال رسول اللَّه ( ص ) : « فارجع ، فأقف مع النّاس ، فبينا نحن وقوف اذ سمعنا حسّا من السّماء شديدا » . و فى الحديث طول ذكرنا سياقه فى سورة البقرة . امّا مقام مسائلت و اقامت بيّنت بر بندگان آنست كه ربّ العالمين در آن عرصهء عظمى و انجمن كبرى ، اوّل خطابى كه با بندگان كند سؤال از ايشان كند ، و اوّل سؤال از پيغامبران كند ، و اوّل پيغامبرى كه از وى سؤال كند نوح بود . قال رسول اللَّه ( ص ) : « اوّل من يدعى يوم القيامة نوح . فيقال له : هل بلّغت ؟ فيقول : نعم يا ربّ انت اعلم . فيقال لقومه : هل بلّغكم نوح ؟ فيقولون : ما اتانا من احد ، و ما اتانا من نذير . فيقول اللَّه تعالى له : يا نوح من يشهد لك ؟ فيقول : يشهد لى محمد و امّته ، فتأتون فتشهدون انّ نوحا قد بلّغ » . و آن گه هر پيغامبرى را كه بقومى فرستاده بودند از وى اين سؤال كنند ، و امّت وى همان جواب دهند كه امّت نوح دادند ، و از پيغامبران كس باشد كه ميآيد ، و از امّت وى ده كس با وى باشند كه بوى ايمان آورده بودند ، و كس بود كه پنج ، كس بود كه دو ، و كس بود كه يكى . لوط ميآيد و با وى دو دخترك وى باشند . پس آن گه ربّ العالمين پيغامبران را گويد : پيغام 66