عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

527

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

جِئْنا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ . سيوم را گفت : وَ نَضَعُ الْمَوازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيامَةِ . چهارم را گفت : فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَ فَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ . امّا مقام سياست و هيبت آنست كه در به دو محشر ربّ العالمين خلق اوّلين و آخرين را از ابتداء آفرينش تا منتهى عالم ، بيك نفخهء اسرافيلى همه را در بسيط قيامت حاضر كند ، سر و پاى برهنه ، تشنه و گرسنه ، سر در پيش افكنده ، به كار خود درمانده ، آفتاب گرم زير سر فرو آمده ، و نفس گرم و سوز دل در آن پيوسته ، و آتش خجل و تشوير در جان افتاده ، از زير هر تار موى چشمهء عرق روان شده . مصطفى ( ص ) گفت : كس بود كه تا به دو زانو در عرق نشيند ، كس بود كه تا كمرگاه ، كس بود كه تا برابر گوش ، و نزديك آن بود كه در عرق غرق شود . در آثار بيارند كه بيم و اندوه بجايى رسد كه يكى گويد : بار خدايا ! برهان ما را ازين بيم ، و ازين اندوه ، خواه ببهشت خواه بدوزخ . سيصد سال بدين صفت در آن عرصات بمانند ، نه طاقت خاموشى ، نه زهرهء سخن گفتن ، نه روى گريختن ، نه جاى آرميدن ! مؤمنان و كافران استاده مدهوش و حزين * دستها در كش زده ، وز جامها عريان شده ! بانگ بردابرد و گيرا گير باشد در قفا * بينى از پيشت جحيم و دوزخى غرّان شده ! آن گه گريستن بر خلق افتد ، و چندان بگريند كه بجاى اشك خون ريزند ، و گويند : من يشفع لنا الى ربّنا حتّى يقضى بيننا ؟ كيست كه از بهر ما شفاعت كند به حضرت ذو الجلال تا حكم كند ميان ما و كار برگزارد ؟ رسول خدا گفت : آن ساعت خلق روى به آدم نهند ، و گويند : اى آدم ! تو آنى كه اللَّه تعالى ترا بيد صنعت خويش بيافريد ، و با تو برابر سخن گفت ، و ترا در بهشت بنشاند ، و مسجود فريشتگان كرد . چه بود كه براى فرزندان شفاعت كنى باللّه ، تا كار ميان بندگان برگزارد ؟ ! آدم