عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

513

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

يا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ اى ايشان كه ايشان را تورات دادند ، آمِنُوا بِما نَزَّلْنا بگرويد به قرآن كه فرو فرستاديم ، مُصَدِّقاً لِما مَعَكُمْ استوار دار و گواه آن تورات را كه با شماست ، مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً پيش از آنكه صورت رويها بستريم ، فَنَرُدَّها عَلى أَدْبارِها و آن رويهاى صورت سترده با پسها گردانيم ، أَوْ نَلْعَنَهُمْ يا ايشان را لعنت كنيم كَما لَعَنَّا أَصْحابَ السَّبْتِ چنان كه لعنت كرديم خداوندان شنبه را [ كه ماهى گرفتند در شنبه ] ، وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا ( 47 ) و فرمان كه خداى دهد به آن كار كردنى است . النوبة الثانية قوله تعالى : فَكَيْفَ إِذا جِئْنا الآية - اين كلمهء تعظيم است ، بلفظ تعجّب ميگويد ، و در ضمن آن توبيخ منافقان و جهودان است كه صفت ايشان از پيش رفت . ميگويد : چون بود حال آن جهودان و منافقان در آن روز رستاخيز ؟ و روا بود كه اين كلمهء تعجّب تعظيم روز رستاخيز را بود ، يعنى كه چون بزرگوار و چه عظيم روزيست آن روز رستاخيز ! كه از هر امّتى در هر دورى كه بودند پيغامبر ايشان بياريم ، تا بر امّت خويش گواهى دهند ، نيكان را بر نيكى و بدان را بر بدى ، و گواهى دهند قومى را كه رسالت پذيرفتند ، و استقبال فرمان حق كردند ، و گواهى دهند بر قومى كه رسالت نپذيرفتند ، و از حق سر كشيدند . آن گه گفت : وَ جِئْنا بِكَ و ترا نيز بياريم اى محمد ، عَلى هؤُلاءِ شَهِيداً تا برين كافران مكه و منافقان مدينه گواهى دهى ، كه چه كردند از نابكار ؟ و چه گفتند از ناسزا ؟ عبد اللَّه مسعود گفت : رسول خدا ( ص ) مرا فرمود كه : از قرآن چيزى بر خوان ، سورة النساء بر خواندم ، تا اينجا رسيدم كه فَكَيْفَ إِذا جِئْنا مِنْ كُلِّ