عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

514

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ ، گريستن برسول ( ص ) درافتاد ، آن گه گفت : بس كه خواندى . يَوْمَئِذٍ - يعنى : فى ذلك اليوم ، يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا يعنى كفّار امّة محمد ( ص ) ، وَ عَصَوُا الرَّسُولَ و هو نبيّنا محمد ( ص ) لَوْ تُسَوَّى بفتح تا و تشديد سين ، بى امالت ، مدنى و شامى خوانند ، على بناء الفعل للفاعل ، و اين از باب تفعّل است مطاوع سوّى ، يقال : سوّيته فتسّوّى ، و اصل ، تتسوّى است مضارع تسوّى . تاء دوم در سين مدغم كردند تسوّى شد . حمزه و كسايى تسوّى خوانند بفتح تا و تخفيف سين بامالت ، و اصل هم تتسوّى است ، تاء دوم كه ايشان مدغم كردند اينان حذف كردند ، و امالت اين فعل نيكوست ، كه الفش در تثنيه ياء ميگردد ؛ و درين هر دو قراءت فعل مسند است با زمين ؛ و اين بر سبيل اتّساع و مجاز است ، و معناه : لو تسوّوا بالأرض فيصيرون مثلها ترابا ، كما قال تعالى : وَ يَقُولُ الْكافِرُ يا لَيْتَنِي كُنْتُ تُراباً . اين همچنانست كه گويى : ادخلت الخاتم فى الاصبع . باقى لَوْ تُسَوَّى خوانند بضمّ تاء و تخفيف سين بىامالت ، على بناء الفعل للمفعول به ، و اين از باب تفعيل است ، مضارع سوّيت ، يقال : سوّيت بفلان الأرض ، اذا دفنته فيها فتسوّت به الأرض ، و معناه : و يجعلون و الأرض سواء . ميگويد : در آن روز منافقان و مشركان كه از استوار داشتن رسول ( ص ) و پذيرفتن رسالت وى سركشيدند ، خواهند و آرزو كنند كه : اگر زمين را با ايشان هموار كننديد « 1 » ، يعنى دوست دارند كه ايشان را با زمين يكسان كنند ، و ايشان را خاك گردانند . و چون بفتح تاء خوانى معنى آنست كه : خواهند و آرزو كنند كه اگر زمين با ايشان هموار شدى « 2 » ، يعنى دوست دارند كه خاك شدندى و مانند زمين گشتندى ، و با آن يكى شدندى . و تفسير اين آيت آنجا است كه گفت : وَ يَقُولُ الْكافِرُ يا لَيْتَنِي كُنْتُ تُراباً ، و اين آن گه گويند كه ربّ العالمين بهايم

--> ( 1 ) - نسخهء ج : كنندى . ( 2 ) - نسخهء الف : شيد .