عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

449

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

و يك سال او را از وطن خويش بيرون كنند ، اگر آزاد باشد و اگر بنده ، و اگر مرد باشد يا زن ، الى مسافة تقصر فيها الصّلاة . و بمذهب ابو حنيفة ( رض ) تغريب نيست ؛ و چون حدّى از حدود شرع واجب شود بر كسى ، البتّه روا نباشد كه در آن شفاعت كنند ، كه مصطفى ( ص ) گفت : من حالت شفاعته دون حدّ من حدود اللَّه فقد ضادّ اللَّه . امّا پيش از آنكه بيّنت درست شود ، و ظاهر گردد ، مستحبّ است ستر كردن و از سر آن فراگذاشتن ، لقوله ( ص ) : « تعافوا الحدود فيما بينكم ، فما بلغتم من حدّ فقد وجب » ، و قال : « ادرؤوا الحدود عن المسلمين ما استطعتم ، فان كان مخرج فخلّوا سبيله » . قوله تعالى : إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ الآية - يعنى انّما التّوبة الّتى اوجب اللَّه على نفسه بفضله قبولها ، لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ - ميگويد : آن توبه كه اللَّه تعالى بفضل خويش پذيرفتن آن بر خود واجب كرده است ، توبت ايشانست كه بنادانى فرا سر گناه شوند ، پس عن قريب توبه كنند . اين مِنْ قَرِيبٍ آنست كه جايى ديگر گفت : وَ لَمْ يُصِرُّوا عَلى ما فَعَلُوا يعنى كه از گناه زود باز گردند و بر آن مصرّ نباشند . گفته‌اند : بِجَهالَةٍ درين آيت كلمهء مذمّت است نه كلمهء معذرت . از هيچكس بدى نيايد مگر كه آن بدى او از نادانى بود ، كه معصيتها همه نادانى است ، هر كه به خدا عاصى شود آن معصيت وى جهل است اگر چه مرد مميّز و عاقل بود ؛ و اين جهل بحقيقت به دو چيز باز ميگردد : يكى آنكه قدر اللَّه كه بوى عاصى مىشود نميداند . ديگر آنكه قدر عقوبت بر آن فعل معصيت نميداند . زجاج گفت : اين جهالت اختيار لذت فانى است بر لذت باقى . ثُمَّ يَتُوبُونَ مِنْ قَرِيبٍ - يعنى قبل الموت و لو بفواق ناقة ، و يقال : قبل معاينة ملك الموت . و روى أنّه اجتمع اربعة من اصحاب رسول اللَّه ( ص ) ، فقال احدهم : سمعت