عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
439
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
فرض وى ثمن باشد يعنى هشت يك ، چنان كه گفت : فَإِنْ كانَ لَكُمْ وَلَدٌ فَلَهُنَّ الثُّمُنُ مِمَّا تَرَكْتُمْ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ تُوصُونَ بِها أَوْ دَيْنٍ . وَ إِنْ كانَ رَجُلٌ يُورَثُ كَلالَةً أَوِ امْرَأَةٌ الآية - تقدير آيت آنست كه : و ان كان رجل او امرأة يورث . كلالة . هر وارث كه نه پدر باشد و نه فرزند او را كلاله گويند ، و هر مورث كه از وى نه پدر ماند و نه فرزند او را كلاله گويند . پس كلاله نامى است هم وارث و هم مورث را . اگر گوئيم كه مورث است اشتقاق آن از كلّ نسبه است ، و هو اذا لم يبق من قطب نسبه احد . و اگر گوئيم كه وارث است اشتقاق آن از اكليل است ، و هو الّذى يتكلّل بالرّأس ، اى يحيط به ، فكأنّ الكلالة تكلّلوا بالميّت من جوانبه و حواليه ، و الولد خارج من ذلك و كذلك الوالد . و درين آيت كلاله ميّت است مورث ، و منصوبست بر حال . معنى آنست كه : اگر مردى يا زنى بميرد كه از وى ميراث برند در حال كلاله ، كه ازو نه پدر ماند و نه فرزند ؛ وَ لَهُ أَخٌ أَوْ أُخْتٌ و او را برادرى بود يا خواهرى ، يعنى از مادر . اجماع امّت آنست كه اين برادر و خواهر هر دو از جهت مادراند ، و دليل برين قراءت سعد بن ابى وقاص است : و له اخ او أخت من امّ ، فَلِكُلِّ واحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ هر يكى ازين برادر و خواهر هم مادر شش يك مال است . فَإِنْ كانُوا أَكْثَرَ مِنْ ذلِكَ فَهُمْ شُرَكاءُ فِي الثُّلُثِ اگر دو باشند اين اولاد امّ ، يا بيشتر از دو ، چندان كه باشند نصيب ايشان سه يك باشد ، قسمت كنند ميان ايشان اين سه يك ، بسويّت ، نرينه و مادينه يكسان ؛ و اگر با اولاد امّ پدر ميّت باشد يا پدر پدر ، يا فرزند ميت ، يا فرزند پسرش ، پس ايشان را ميراث نبود و بيوفتند . مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصى بِها أَوْ دَيْنٍ - قال على بن ابى طالب ( ع ) : « انّكم تقرّون الوصيّة قبل الدّين و بدأ رسول اللَّه بالدّين قبل الوصيّة » ، هر چند كه اللَّه تعالى ابتدا به وصيت كرد آن گه دين گفت ، امّا رسول خدا كه مبيّن احكام شريعت بود ، و امين درگاه عزّت ابتدا بدين كرد در مال ميّت ، آن گه به وصيت . يعنى كه آيت اقتضاء جمع