عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

423

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

و سخن مجمل در آيت آنست كه يتيم تا بالغ نشود ، و مصلح و ديندار نبود ، و مال خويش بجاى خويش نگه ندارد ، مال وى با وى ندهند ، كه رب العالمين گفت : فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أَمْوالَهُمْ . سعيد جبير و مجاهد و شعبى گفتند : مرد اگر چه پير شود تا رشد در وى نبينند مال بوى باز ندهند . وَ لا تَأْكُلُوها إِسْرافاً - اين خطاب با اوليا و اوصيا است ، ميگويد : مال يتيمان بناحق و گزاف مخوريد ، وَ بِداراً أَنْ يَكْبَرُوا يقول : لا تبادروا بأكل مالهم كبرهم و رشدهم ، حذرا ان يبلغوا فيلزمكم تسليم المال اليهم . ميگويد به خوردن مال ايشان مشتابيد ، چنان كه بيش از رشد ايشان و زودتر از بزرگ شدن ايشان در اوفتيد ، و ميخوريد . وَ مَنْ كانَ غَنِيًّا فَلْيَسْتَعْفِفْ - و هر كه بىنياز است ازين اوليا و اوصيا تا عفت كار فرمايد ، و از مال يتيم هيچيز نخورد . و هر كه درويش است و مضطر به قدر مزد كار و تيمار داشت آن خورد ، افزونى طلب نكند ، و اسراف نكند . بعضى گفتند : اين خوردن بمعروف قرض است ، ميگويد : از مال يتيم چنان كه ضرورت است تا به قرض برگيرد ، پس چون يسار پديد آيد باز دهد ، و اگر نه كه يسار پديد نيامد و بران فقر بميرد ، هيچيز بر وى نيست ، و بىتبعت بميرد . و گفته‌اند : اكل بمعروف آنست كه چندان بر گيرد كه گرسنگى بنشاند و عورت بپوشد ، و بر وى نيست كه آن باز دهد ، امّا اگر برين بيفزايد كه از آن حلّهء نيكو پوشد ، و زر و سيم گيرد ، لا بدّ قضاء آن بر وى لازم بود . ابن عباس گفت : مردى رسول خدا ( ص ) را گفت : كه در حجر من يتيمى است ، روا باشد كه وى را بزنم ؟ رسول ( ص ) جواب داد كه : چندان زن او را ، و چنان زن كه فرزند خود را زنى . گفت : يا رسول اللَّه از مال وى چيزى بخورم ؟ گفت :