عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

419

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

ثمّ قال فى آخر الآية : « إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلَيْكُمْ رَقِيباً - رقيب گوشوان است بر دلها بى بر رسيدن ، آگاه از كردها بىپرسيدن ، بىنياز در كوشيدن از آسودن . اين تنبيهى است مر بنده را ، و پندى بليغ رونده را ، يعنى كه چون ميدانى كه من گوشوانم بر دلها ، و ديده‌بان بر كردها و گفتها ، مراقبت بكاردار ، و حق ما بجاى آر ؛ و مراقبت آنست كه بنده بدل پيوسته با حق مينگرد ، و نظر حق پيش چشم خويش ميدارد ، و چون داند كه از و غافل نيند ، پيوسته بر حذر مىباشد . مصطفى ( ص ) از اينجا گفت : ما كرهت أن يراه النّاس منك فلا تفعله اذا خلوت ؛ و انشد فى معناه : اذا ما خلوت الدّهر يوما فلا تقل * خلوت و لكن قل علىّ رقيب يك دم زدن از حال تو غافل نيم اى دوست * صاحب خبران دارم آنجا كه تو هستى ابن عمر بغلامى شبان بگذشت كه گوسفندان بچرا داشت ، گفت : اى غلام ازين گوسفندان يكى به من فروش . غلام گفت : اين نه آن منست . ابن عمر گفت : اگر جويند گو كه گرگ بخورد . غلام گفت : فأين اللَّه ؟ يعنى پس خدا كو ؟ ابن عمر را اين سخن از وى خوش آمد ، رفت ، و آن غلام را و آن گوسفندان را همه بخريد ، و غلام را آزاد كرد ، و گوسفندان را بنام وى باز كرد . روزگارى باز ميگفت ابن عمر كه قال ذلك العبد : فأين اللَّه ؟ . 2 - النوبة الاولى ( 4 / 9 - 6 ) قوله تعالى : وَ ابْتَلُوا الْيَتامى و مىآزمائيد يتيمان را ، حَتَّى إِذا بَلَغُوا النِّكاحَ تا آن گه كه بنكاح رسند ، فَإِنْ آنَسْتُمْ اگر بينيد ، مِنْهُمْ از ايشان [ پس بلوغ ] ، رُشْداً راست راهى ، [ و نگه داشت مال ، ] فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أَمْوالَهُمْ