عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
408
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
وَ لا تَتَبَدَّلُوا الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ الآية - خبيث و طيّب اينجا حرام و حلالست ، چنان كه جايى ديگر گفت : قُلْ لا يَسْتَوِي الْخَبِيثُ وَ الطَّيِّبُ . و معنى تبدّل آنست كه قيّم يتيم اگر در مال يتيم چيزى نيكو ديدى از زر و سيم و جامه و چهارپاى ، آن را برگرفتى ، و بجاى آن بدلى نهادى « 1 » كه از آن كمتر بودى ، و ردىتر . رب العالمين ايشان را از آن نهى كرد ، گفت : وَ لا تَتَبَدَّلُوا الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ . وَ لا تَأْكُلُوا أَمْوالَهُمْ إِلى أَمْوالِكُمْ اى مع اموالكم . إِنَّهُ كانَ حُوباً كَبِيراً - اين كان وقوع راست در حال ، و عرب كان گويند ماضى را ، و كان گويند حال را ، و كان گويند مستقبل را ، و اللَّه جلّ جلاله مستقبل را ميگويد : وَ كانَ يَوْماً عَلَى الْكافِرِينَ عَسِيراً . حوب بضم حا اسم است ، و حب بفتح ، مصدر ، حاب يحوب حوبا . و يقال هذا الامر حوب و حوبة و حاب . وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتامى الآية - معنى آيت آنست كه در زمان اول يتيمان را قيّمان بپاى ميگردند ، از آن قيّم بود كه يتيمهاى را ديد با مال بىجمال ، مال وى را مىخواست كه او را بزنى كند ، و مىترسيد كه وى را بزنى نگاه نتواند داشت از زشتى صورت وى ، و در مال وى رغبت مىكرد . اين آيت آمد ، يعنى كه اگر ميترسيد كه با آن يتيمه بداد نتوانيد زيست يتيمه را گذاريد ، و مال وى با وى سپاريد ، در وقت بلوغ و ايناس رشد ، و رويد و زن خواهيد ، خواهيد يكى ، خواهيد دو ، خواهيد سه ، خواهيد چهار ، كار بر شما فراخ است . آن يتيمه را و مال وى را آزاد داريد . و برين معنى « خفتم » بمعنى « علمتم » است ، خوف و خشيت بمعنى علم رواست ، چنان كه جاى ديگر گفت : إِلَّا أَنْ يَخافا ، فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا يُقِيما . فَخَشِينا أَنْ يُرْهِقَهُما ، إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ اين همه بمعنى علم است . آن گه حقّ زنان و داد ايشان را فرا پيوست ، گفت : فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا
--> ( 1 ) - نسخهء ج : نهاديد . )