عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

397

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

ذات صانع جل جلاله حرام ، كه در خبر است : « لا تتفكروا فى اللَّه فانكم لا تقدرون قدره » . ميگويد : در ذات اللَّه تفكر نكنيد كه شما به قدر او نرسيد ، و او را بسزاى او نشناسيد ، و مبادى جلال و عظمت او در نيابيد ، نه از آنكه جلال او پوشيده است بر خلق ، لا بل از آنكه بس ظاهر و روشن است ، و بصيرت آدمى بس ضعيف و عاجز ، طاقت دريافت آن ندارد بلكه در آن مدهوش و متحير و سرگردان شود ، همچون خفّاش كه بروز بيرون نيايد از آنكه چشم وى ضعيف است ، طاقت نور آفتاب ندارد ، اين خود درجهء عوام است ، امّا بزرگان و صدّيقان را قوّت اين نظر باشد گاه‌گاه امّا بر دوام نه ، همچون مردم كه در قرص آفتاب يك نظر تواند امّا بيش از يك نظر نه ، كه اگر مداومت كند بيم نابينايى بود . پس اگر خواهد كه تفكر كند ، در عجائب صنع وى مىكند ، كه هر چه در وجود است همه نورى است از انوار قدرت و عظمت حق جلّ جلاله ، و اگر طاقت ديدن قرص آفتاب بر دوام ندارد طاقت شعاع نورى كه بر زمين است دارد ، و از آن جز روشنايى و دانايى نيفزايد . رَبَّنا إِنَّكَ مَنْ تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَهُ . . . الآية - خداوندا ! شرمسار و رسوا كردى كسى را كش به آتش عقوبت بسوختى ، و ازين صعب‌تر كار آن كس كش براندى ، و گفتى : أُولئِكَ الَّذِينَ لَمْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ . رَبَّنا إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِياً الآية - خداوندا ! منادى سنّت بر سر وادى شريعت ما را خواند كه : وَ أَنِيبُوا إِلى رَبِّكُمْ . خداوندا ! بجان و دل شنيديم آن منادى در آن وادى ، و بازگشتيم و گردن نهاديم ، چه بود كه يك بار خود خوانى ، و اين دل مرده زنده كنى ؟ كه خود گفتى : دَعاكُمْ لِما يُحْيِيكُمْ . گر كافرم اى دوست مسلمانم كن ! * مهجور توام بخوان و درمانم كن !