عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
398
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
گر در خور آن نيم كه رويت بينم * بارى بسر كوى تو قربانم كن ! رَبَّنا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا . . . الآية - خداوندا ! عيب پوش بندگانى ، و عذر نيوش معيوبانى ، و دستگير درماندگانى ؛ خداوندا ! منتظر است اين درويش دل ريش ، نيوشان بهفت اندام از پس و پيش ، تا كى آواز آيد كه بيامرزيديم منديش ! رَبَّنا وَ آتِنا ما وَعَدْتَنا عَلى رُسُلِكَ . . . الآية - خداوندا ! وعدهاى كه خود دادى بسر آر ، و درختى كه خود نشاندى ببر آر ، چراغى كه خود افروختى روشن دار ، مهرى كه بفضل خود دادى آفت ما از آن باز دار ، خداوندا شاد بدانيم كه تو بودى و ما نبوديم ، كار تو درگرفتى و ما نگرفتيم ، قيمت خود نهادى ، رسول خود فرستادى . خداوندا ! تومان برگرفتى و كس نگفت كه بردار ، اكنون كه برگرفتى بمگذار ! و در سايهء لطف مان مىدار ! جز بفضل خودمان مسپار ! گر آب دهى نهال خود كاشتهء * ور پست كنى بنا خود افراشتهء من بنده همانم كه تو پنداشتهء * از دست ميفكنم چو برداشتهء فَاسْتَجابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ - وفاء وعده است كه مؤمنانرا داده بود كه : ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ ، و تحقيق اين وفاء وعده آنست كه : داعى را اجابت داد ، سائل را عطيّت داد ، مجتهد را معونت داد ، شاكر را زيادت داد ، صابر را بصيرت داد ، مطيع را مثوبت داد ، عاصى را اقالت داد ، نادم را رحمت داد ، محبّت را كرامت داد ، مشتاق را ديدار داد . فرمان آمد كه يا محمد ( ص ) نوميدى را روى نيست ، و كار رهى در پيروزى از سه خصلت بيرون نيست : گر مطيع است ثواب او آن گه بجا ، گر عاصى است شفاعت تو آن گه بجا ، و هر چه باز ماند رحمت من او را بجا .