عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

367

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

باز كنند ! فَرِيقاً هَدى وَ فَرِيقاً حَقَّ عَلَيْهِمُ الضَّلالَةُ - و هر كس را بمأوى و منزل خويش فرود آرند ، فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَ فَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ يكى در حزب شيطان ، كشتهء حرمان ، و اندوه جاودان أُولئِكَ حِزْبُ الشَّيْطانِ . يكى نواختهء رحمن ، در زمرهء دوستان ، به مهر ازل شادان ، برو داغ وَ عِبادُ الرَّحْمنِ . امروز تو چند بينى و چه دريابى كه درهاى اسرار فرو بسته ، و مسمار غيب بر در خانهء توحيد و شرك زده ، و كليد آن به خود سپرده كه : وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلَّا هُوَ همين است كه گفت عزّ و علا : وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ ، و تا نپندارى كه آنچه ديدهء تو به آن نرسد ديدهء انبياء نيز نرسد ! نمىخوانى كه : وَ لكِنَّ اللَّهَ يَجْتَبِي مِنْ رُسُلِهِ مَنْ يَشاءُ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ . ميفرمايد كه : ايمان بياريد ، و استوار گيريد اللَّه را ، كه غيب‌دان است و نهان بين ، و فرو فرستادگان پيغامبران را كه بوحى پاك ايشان را بر غيب همى دارد ، و پوشيده مينمايد ، و چون نمايد چندان نمايد كه خود خواهد ، نه چندان كه بنده خواهد ، كما قال عزّ و جلّ : وَ لا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِما شاءَ . خداى داند كه بنده چه برتابد ، و وى را چه شايد ، و دانستن چيست كه وى را به كار آيد ! مدبّر كار بندگان اوست ! كارساز و كارران و نگهبان اوست ! صحّ الخبر انّه عزّ و جلّ يقول : ادبر عبادى بعلمى ، انى بعبادى خبير بصير . وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَبْخَلُونَ . . . الآية - « بخل » بر زبان علم و مقتضى شريعت منع واجب است ؛ و واجب از مال اندكى است از فراوان ، درويش را اندك دهد ، و خود را فراوان بگذارد . باز به زبان طريقت و اهل اشارت بخل آنست كه : خود را اندكى بگذارد ، ذرّه‌اى از مال ، يا نفسى از حال ، و المكاتب عبد ما بقى عليه درهم . مال و حال در راه اين جوانمردان صورت سگ دارد ، و عشق در عالم خويش صورت فريشته ، و شرع مصطفى ( ص ) خبر ميدهد كه فريشته با سگ بد سازد ، در هيچ منزل با وى فرو نيايد . لا يدخل الملائكة بيتا فيه كلب او تصاوير .