عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
347
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
فَرِحِينَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ - فضل خدا اينجا « قتل » است در راه خدا ، كه فضل دارد بر مرگ در طاعت بىقتل . و گفتهاند كه : « نعيم » بهشت است و رضا و لقاء حق . وَ يَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ - اى بكرامتهم . و شادى مىبرند برادران و كسان ايشان كه هنوز زندهاند ، و به آن پايگاه كه ايشان رسيدهاند نرسيدهاند ، امّا بشرف پايگاه ، اينان را در ايشان رسانيدند ، و هنوز زندهاند از پس ايشان . و فى معناه قول النبى ( ص ) : يشفع الشّهيد فى سبعين من اقاربه . ثمّ قال : أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ - اى : بأن لا خوف على اخوانهم المؤمنين اذا لحقوا بهم . قال السدى : يؤتى الشّهيد بكتاب فيه ما يقدم عليه من اخوانه و اهله ، فيقال يقدم عليك فلان يوم كذا و كذا ، و يقدم عليك فلان يوم كذا و كذا ، فيستبشر حين يقدمون عليه كما يستبشر اهل الغائب بقدومه فى الدّنيا . يَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ - اگر كسى گويد فائدهء اين استبشار در آن جهان چيست چون در دنيا خود دانسته بودند ؟ و از فضل و نعمت اللَّه آگاه بودند ؟ نه چيزى بينند كه ندانسته بودند ، تا به آن شاد شوند ؟ جواب آنست كه : در دنيا هر چند دانسته بودند اما از راه خبر و استدلال دانسته بودند ، نه از راه كشف و معاينه ، و « ليس الخبر كالمعاينة » . چون آن خبر عيان گردد ، و اميد نقد شود ، و اندازهء ثواب بحدّ استحقاق و اميد در گذرد ، شادى ايشان بيفزايد ، و مضاعف شود . و نيز شادى دنيا با خوف خاتمه آميخته شود و شادى عقبى از آميغ « 1 » خوف و اندوه پذيرفتن پاك باشد ، و تا ازين آميغ پاك نشود بحدّ كمال نرسد . وَ أَنَّ اللَّهَ - اى : و بانّ اللَّه ، عطف است بر بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ . ميگويد : شادى برند
--> ( 1 ) - آميغ : آميزش ، آميغه : آميخته . )