عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
338
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
آياتِهِ ، يعنى القرآن ، وَ يُزَكِّيهِمْ يعنى يصلحهم ، وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ اى القرآن و الحكمة يعنى المواعظ الّتى فى القرآن من الحلال و الحرام و السّنّة . وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ اى و قد كانوا قبل بعثته لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ . قوله تعالى : أَ وَ لَمَّا اين الف و واو ، استفهام راست ، و عرب استفهام كند بالف مجرّد ، و الف و واو ، و الف و فا ، و بألف ممدود و بهمزهء مقصور . أَصابَتْكُمْ مُصِيبَةٌ قَدْ أَصَبْتُمْ مِثْلَيْها - أَصابَتْكُمْ به احد است ، و أَصَبْتُمْ به بدر . و اين چنان بود كه روز احد از مسلمانان هفتاد مرد كشته شدند ، و روز بدر از كافران هفتاد كشته شده بودند و هفتاد باسيرى برده . قُلْتُمْ أَنَّى هذا - اى : من أين اصابنا هذا القتل و الهزيمة و نحن مسلمون و رسول اللَّه فينا ؟ ميگفتند اين قتل و هزيمته بروز احد چونست كه بما رسيد ؟ و ما مسلمانانيم ! و رسول خدا در ميان ما ! ربّ العالمين ايشان را جواب داد : قُلْ هُوَ مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِكُمْ - اين كلمت را دو تفسير گفتهاند : يكى آنست كه : تركتم المركز و طلبتم الغنيمة فمن قبلكم جاءكم الشّرّ . ميگويد : اينكه بشما رسيد از شومى مخالفت شما بود روز احد ، آن گه كه مركز بگذاشتيد و طلب غنيمت كرديد . تفسير ديگر آنست كه روز بدر مسلمانان اسيران كفار را باز فروختند و فدا ستدند . رب العالمين جبرئيل را فرستاد كه يا محمد خداى نپسنديد از شما اين فروختن اسيران و فدا ستدن . اكنون قوم خود را مخيّر كن ميان دو چيز ، امّا كه اسيران را بكشند و روى زمين را از كفر ايشان پاك كنند ، و امّا كه ايشان را باز فروشند و فدا ستانند ، امّا بعدد ايشان مسلمانان لا محاله كشته شوند . رسول خدا ( ص ) اين پيغام كه جبرئيل بياورد با قوم بگفت . ايشان گفتند : اين اسيران همه خويش و پيوند و برادران مااند ، ازيشان فدا ستانيم و در وجه و ساز قتال دشمن نهيم ، و اگر از ما قومى كشته شوند لا محاله شهيدان باشند . بدان خرسنديم و خوشنود . پس ديگر سال روز احد بعدد