عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
309
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
حجّتى بودى « 1 » و عذرى ، لا جرم مآل و مرجع ايشان آتش دوزخ است . وَ بِئْسَ مَثْوَى الظَّالِمِينَ و بد جايگاهى كه دوزخ است ، جاى مشركان و ستمكاران . قوله : وَ لَقَدْ صَدَقَكُمُ اللَّهُ وَعْدَهُ . . . الآية . محمد بن كعب القرظى گفت : رسول خدا ( ص ) چون به مدينه باز رفت ، جماعتى از ياران وى گفتند : از كجا بما رسيد اين محنت ؟ ، و چون افتاد اين وقعت ؟ و اللَّه تعالى ما را وعدهء نصرت و ظفر داده بود ؟ و ذلك فى قوله تعالى : بَلى إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا . . . الآية . رب العالمين بجواب ايشان اين آيت بفرستاد : وَ لَقَدْ صَدَقَكُمُ اللَّهُ وَعْدَهُ . گفتهاند : اين وعد آن بود كه رسول خدا بخواب ديد كه بر دشمنان ظفر يافتى ، و خواب پيغامبران وحى باشد . از آن آن را « وعد » خواند . و صدق اين وعد آن بود كه باوّل وقعهء احد مسلمانان غلبه كردند بر كافران ، پس به آخر كافران غلبه كردند . ميگويد : اللَّه با شما راست گفت و راست كرد وعدهء خويش . إِذْ تَحُسُّونَهُمْ اى تقتلونهم قتلا ، ذريعا ، سريعا ، شديدا ، كه باوّل روز ظفر شما را بود و شما ايشان را بكشتيد بخواست خداى . حَتَّى إِذا فَشِلْتُمْ - حتّى غايت راست ، بمعنى : « الى » يعنى تا آنكه بد دل شديد و با يكديگر مخالف شديد . اين مخالف و منازعت آن بود كه تيراندازان بطلب غنيمت درن « 2 » بگذاشتند و در لشكر گاه افتادند ، و سالار ايشان عبد اللَّه بن جبير ميگفت : بمكنيد ، و درن بمگذاريد ! ايشان با وى منازع شدند و فرمان نبردند ، و درهم افتادند . و سالار با تنى چند كم از ده كس از جاى برنخاستند . دشمن درن بگذاشته ديدند ، درافتادند ، و سالار و آن چند كس را بكشتند ، و در مصطفى ( ص ) و مسلمانان درافتادند .
--> ( 1 ) - نسخه : بنشنودى ( 2 ) - درن ممر ، گذرگاه