عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
297
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
او را پاس ميداشتند ، و دشمنان را دفع ميكردند . قومى از مسلمانان را ظن افتاد كه رسول ( ص ) را كشتند ، ميگفتند : « ليت لنا رسول الى عبد اللَّه بن ابى فيأخذ لنا أمانان من ابى سفيان » بعضى منافقان گفتند : اگر محمد ( ص ) كشته شد بدين اوّل كه داشتيد باز شويد . انس بن نصر عمّ انس بن مالك گفت : يا قوم اگر محمد ( ص ) كشته شد خداى محمد ( ص ) زندهء پاينده است . شما را چه زندگى بود و چه راحت بعد از رسول خدا ؟ اكنون بيائيد تا شمشير زنيم و جنگ كنيم هم بر آن دين كه رسول ( ص ) جنگ كرد ، و بميريم هم بر آنكه وى بمرد . آن گه گفت : « اللّهمّ انّى أعتذر اليك ممّا يقول هؤلاء المسلمون و ابرأ اليك ممّا جاء به هؤلاء المنافقون » . پس روى بدشمن نهاد و جنگ كرد تا كشته شد . پس رسول خدا ( ص ) سوى صخره شد ، و مردم را بر خود خواند . اوّل كسى كه رسول ( ص ) را واشناخت كعب بن مالك بود . گفتا : دو چشم نرگسين وى را بشناختم كه زير مغفر مىافروختند . بآواز بلند گفت : « يا معشر المسلمين ابشروا هذا رسول اللَّه ( ص ) » رسول ( ص ) با وى گفت : خاموش باش . پس طائفهاى ياران با وى پيوستند . و رسول ( ص ) ايشان را ملامت كرد كه چرا بگريختيد و پشت بداديد ؟ ايشان گفتند : يا رسول اللَّه پدر و مادر ما را فداى تو بادا ، آن بيگانگان آوازهء قتل تو در ميان لشكر افكندند ، دلهاى ما شوريده و كشته گشت ، بترسيديم ؛ و از آن بيم و ترس برميديم و بگريختيم . پس ربّ العالمين بشأن ايشان و بيان اين قصه كه گفتيم ، اين آيت فرستاد : وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ - محمد و احمد دو ناماند مصطفى را صلوات اللَّه عليه ، معنى آن ستوده و ستودنى . و محمد در ستايش بليغتر است كه از تحميد است . بناء مبالغت از حمد تمامتر و جامعتر . يعنى هو المستغرق لجميع المحامد . و هر چه اسباب ستايش است و خصال آرايش در وى موجود ، و او به آن موصوف . ربّ العالمين گرامى كرد