عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

24

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

بازگشت آن در آخر به اوست ! منه بدأ و اليه يعود . و گفته‌اند كه اشارت بمخلوقات و مكونات است ، كه در آمد هر چيز در بدايت از قدرت اوست ، و بازگشت همه در نهايت با حكم اوست . درويشى را در حال وله پرسيدند كه « ما اسمك ؟ » جواب داد كه « هو » - گفتند از كجا مىآيى ؟ - گفت « هو » - گفتند چه مىخواهى ؟ گفت « هو » - گفتند لعلك تريد اللَّه ؟ مگر به آنچه مىگويى اللَّه را ميخواهى ؟ درويش كه نام اللَّه شنيد جان خويش نثار اين نام كرد ، و از دنيا بيرون شد . نام تو به صد معنى نقّاش نگارند * بر ياد تو و نام تو مى جان بسپارند بر بوى وصال تو همى جان بفشانند * وز وصف تو در دست بجز عجز ندارند قوله تعالى . مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ دو قسم عظيم است از اقسام قرآن : يكى ظاهر روشن ، يكى غامض مشكل ، آن ظاهر ، جلال شريعت راست ، و اين مشكل جمال حقيقت راست ، آن ظاهر به آنست تا عامهء خلق بدريافت آن و عمل بدان بناز و نعمت رسند . و اين مشكل به آنست تا خواص خلق بتسليم آن و اقرار به آن براز ولى نعمت رسند . و از آنجا كه نعمت و ناز است تا آنجا كه انس و راز است بسا نشيب و فراز است ، و از عزت آن حال و شرف آن كار پردهء غموض و تشابه از آن برنگرفت ، تا هر نامحرمى درين كوى قدم ننهد ، كه نه هر كسى شايسته دانستن اسرار ملوك بود . رو گرد سراپردهء اسرار مگرد * كوشش چه كنى كه نيستى مرد نبرد مردى بايد زهر دو عالم شده فرد * كو جرعه درد دوستان داند خورد قوله : - رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنا . . . الايه - حين صدقوا