عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
268
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
نصرت دادن و آن مدد فرستادن مگر شادى شما را ، و آرام دل نو مسلمانان را و در واخ « 1 » گشتن دل بد دلان را ، و با جاى آمدن دل بد ايشان را . و نبود آن نصرت مگر از نزديك خداى تا جوقى « 2 » از كافران مكه ببرد و كم كند ، يا ايشان را بشكستگى و هزيمت نمودن بر روى افكند ، تا نوميد با مكه شوند ، بى ظفرى كه يابند ، و بىخيرى كه بينند ، و تخصيص قطع « طرف » از آنست كه هر كه را اطراف ببريدند وى را خوار و تباه كردند ، كه از وى نيز قوّت و غلبه نيايد ، و همين معنى را اطراف مخصوص كرد . آنجا كه گفت : نَأْتِي الْأَرْضَ نَنْقُصُها مِنْ أَطْرافِها . و روا باشد كه « اطراف » اعيان قوم باشند و صناديد ايشان . قوله : لَيْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ - اين مقدار در ميان اين نظام عارض است و نصب باء در يتوب و يعذب به آن لام است كه در لِيَقْطَعَ . ميگويد : يا توبه دهد ايشان را يا عذاب كند ، اگر عذاب كند ايشان را ستمكارى آن دارند ، و هر چه كند خداى و آنچه خواهد از قطع طرف : ليقطع او يكبت او يتوب او يعذب ، لَيْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ ترا از كار چيزى نيست . و گفتهاند : لَيْسَ لَكَ تعلق به آن دارد كه گفت : وَ مَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ . اى ليس لك و لا لغيرك من هذا النّصر شىء اين هم چنان است كه جاى ديگر گفت : فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ . مفسّران را اختلاف اقوال است بنزول اين آيت : لَيْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ ربيع و كلبى و جماعتى گفتند : روز احد فرو آمد كه كافران مصطفى ( ص ) را برنجانيدند ، و دندان مباركش بشكستند ، و رسول خدا ( ص ) همت كرد كه بر ايشان لعنت كند و دعاء بد گويد . ربّ العالمين اين آيت فرو فرستاد كه دانست عزّ جلاله كه از آن قوم كفّار بسيار مؤمن خواهند شد . و فى ذلك ما روى عن انس بن مالك قال : لمّا كان يوم احد شجّ رسول اللَّه ( ص ) فى فوق حاجبيه ، و كسرت رباعيته ، و جرح فى وجهه فجعل يمسح
--> ( 1 ) - واخ يقين ، ضد گمان ( فرهنگ رشيدى ) ( 2 ) - نسخه : جوكى