عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
269
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
الدّم عن وجهه و سالم مولى ابى حذيفة يغسل عن وجهه الدّمّ ، و رسول اللَّه ( ص ) يقول : « كيف يفلح قوم خضبوا وجه نبيّهم بالدّم و هو يدعوهم الى اللَّه عزّ و جلّ » فانزل اللَّه تعالى : لَيْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ . شعبى گفت : رسول خدا ( ص ) روز احد مثلتها ديد كه بر مسلمانان بعد از قتل كرده بودند . هند با جماعتى از زنان بر سر كشتگان ميگشت و گوشها و بينى هاء ايشان ميبريد ، و از آن قلاده ساخته و جگر حمزه ( رض ) بيرون كرده ، و همچنين عبد اللَّه بن جحش را ديد گوش و بينى بريده و شكم بركرده . اما در خبر است كه عبد اللَّه بن جحش خود دعا كرده بود آن گه كه به احد ميرفت كه : بار خدايا اگر ما جنگ با كافران كنيم چنان تقدير كن كه عبد اللَّه بن جحش بر دست ايشان كشته شود ، و بوى مثلة كنند تا تو گويى در قيامت كه : اين با تو به چه كردند ؟ و من گويم : از بهر تو در دين تو . مصطفى ( ص ) كه آن مثلتها ديد دلتنگ گشت ، گفت : اگر ما را نصرتى بود بعد ازين بر كافران ، با ايشان همين كنيم كه ايشان با مسلمانان كردند ؛ ربّ العالمين آيت فرستاد : لَيْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ . مقاتل گفت : اين آيت در شأن اهل بئر معونه آمد . هفتاد مرد بودند از درويشان صحابه امير ايشان منذر بن عمرو ، رسول خدا ( ص ) ايشان را به بئر معونه فرستاد تا مسلمانان را آداب دين و قرآن و علم در آموزند ، كافران قصد ايشان كردند و همه را بكشتند . رسول خدا ( ص ) عظيم دلتنگ شد . انس گويد : رسول خداى را هرگز چنان خشم در نگرفت كه بقتل ايشان درگرفت ، بعد از آن قنوت كرد يك ماه بعد از ركوع در همه نمازها ، و ميگفت : « انّ عصية عصت اللَّه و رسوله . اللّهمّ نجّ الوليد بن الوليد و هشام بن الوليد و عياش بن ابى ربيعة و المستضعفين من المؤمنين . اللّهمّ عليك بأبى جهل بن هشام و الوليد بن المغيرة . اللّهمّ عليك بالملإ من قريش ، و اشدد وطأتك على مضر و اجعلها عليهم سنين كسنى يوسف » - پس از يك ماه اين آيت آمد : لَيْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ و مصطفى ( ص ) قنوت بگذاشت .