عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
190
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
النوبة الثانية قوله تعالى : وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ دِيناً - مفسّران گفتند : سبب نزول اين آيت آن بود كه دوازده مرد از دين اسلام برگشتند و مرتدّ شدند ، در جملهء ايشان حارث بن سويد انصارى بود و طعمة بن ابيرق و عبد اللَّه بن انس بن خطل و غيرهم از مدينه بيرون شدند و بكفّار مكه پيوستند . ربّ العالمين در شأن ايشان اين آيت فرستاد : وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ دِيناً . . . اسلام اينجا شريعت مصطفى ( ص ) است . و دين اينجا دين حنيفى كه مصطفى ( ص ) به آن اشاره كرده و گفته : « بعثت بالحنيفيّة السّهلة السّمحة » . معنى آيت آنست كه : هر كه بعد از بعثت محمد ( ص ) بجز شريعت وى شريعت جويد ، و جز دين و سنّت وى دينى ديگر گيرد ، و راهى ديگر رود آن از وى نپذيرند ، و از راه حق بىراه است ، و از جملهء هالكان و دوزخيان است ، كه مصطفى ( ص ) گفت : « و الّذى نفسى بيده لا يسمع بى رجل من هذه الامّة و لا يهودىٌّ و لا نصرانى ثمّ لم يؤمن بى الّا كان من اهل النّار . و روى : « ما يسمع بى من هذه الامّة من يهودى او نصرانى يموت و لم يؤمن بالذى ارسلت به الّا كان من اهل النّار » . و قصّهء زيد بن عمرو بن نفيل معروف است كه بر مصطفى ( ص ) رسيد پيش از بعثت وى ، مصطفى ( ص ) وى را گفت : « ما لى ارى قومك قد شنفوا لك ؟ » چه بودست كه اين قوم تو به نظر كراهيت به تو مىنگرند ؟ گفت : از آنكه ايشان بضلالتاند ، و من نه بر دين ايشانم . آن گه قصّهء خويش بگفت كه : بيرون شدم راه راست و دين حق طلب كردم ، از دانشمندان و احبار يثرب بر رسيدم ، ايشان را بر عبادت اللَّه يافتم . لكن به آن عبادت شرك داشتند . دانستم كه نه دين حقّ است ، برگشتم و از احبار خيبر بر رسيدم ايشان را هم چنان بر عبادت اللَّه مشرك يافتم . گفتم اين نه آن دين است كه من ميجويم . باحبار فدك رفتم ايشان را هم بر شرك ديدم . از احبار ايله بر رسيدم همان ديدم .