عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
174
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً . اكنون شكر اين نعمت بجا آريد ، و معبود خود را سپاس دارى كنيد و فرمان بريد . فرمان اينست كه : وَ لا تُؤْمِنُوا إِلَّا لِمَنْ تَبِعَ دِينَكُمْ . جز با هم دينان خويش موالات مگيريد ، و جز با مؤمنان برادرى مكنيد ، و از بيدينان و بيگانگان كرانه گيريد . همانست كه گفت : وَ لا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ و قال تعالى : لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ و آن گه اين نعمت و كرامت همه از معبود خود بينيد ، و او را منّت داريد ، و با او سببى در ميان مياريد ، و شرك مگوييد كه اين هدايت و غوايت و اين برترى و فروترى همه از فضل و عدل اوست ، همه بارادت و حكم اوست . قُلْ إِنَّ الْهُدى هُدَى اللَّهِ . قُلْ إِنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللَّهِ . وجه ديگر آنست كه : اين خطاب عارفانست ، و نواخت محبّان است ، ميگويد : « لا تفشوا اسرار الحقّ الى غير اهله » . راز دوستى با كس مگوييد ، و سرّ درويشى بر نااهلان اظهار مكنيد ، و چهرهء جمال حقيقت را برقع تعزّز فرو گذاريد ، تا هر ديدهء نامحرم به دو ننگرد : چون خورى مى ، با حريف محرم پر درد خور * چون زنى كم ، با نديم زيرك هشيار زن شبلى را با حق رازى بود در ميان ، گفت : بار خدايا ! چون بود كه حسين منصور را از ميان ما بر گرفتى ؟ گفت : رازى بوى دادم و سرّى با وى نمودم بنااهلان بيرون داد ، بوى آن فرود آوردم كه ديدى . فرمان در آمد كه : يا محمد ( ص ) وَ تَراهُمْ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ وَ هُمْ لا يُبْصِرُونَ . تو پندارى كه عتبه و شيبه و وليد بن مغيرة و بو جهل ترا مىبينند ؟ كلّا و لمّا ! ايشان ديدهء نامحرم دارند شايستهء شواهد جمال تو نيند ! بگذار تا شوند . گوشهء دل