عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

159

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

عيسى و قيامت پيغامبرى مرسل خواهد بود ؟ ايشان گفتند : خواهد بود ، كه عيسى ما را به آن بشارت داده و گفته : « من آمن به فقد آمن بى و من كفر به فقد كفر بى » . آن گه نجاشى گفت : يا جعفر چه فرمايد بشما آن مرد از كار دين ؟ جواب داد كه كتاب خدا خواند بر ما ، و امر معروف كند ، و نهى منكر كند ، نيكويى با همسايگان و خويشاوندان ، و نواختن يتيمان ، و ما را بعبادت يك خداى خواند ، آن خداى كه يگانه و يكتاست ، بىشريك و بىنظير و بىهمتاست . نجاشى گفت : از آن كتاب كه بر شما ميخواند چيزى بخوان . جعفر سورة العنكبوت و سورة الروم بر خواند . نجاشى و اصحاب او بسيار بگريستند چون آن شنيدند و گفتند يا جعفر : « زدنا من هذا الحديث الطّيب » جعفر بر ايشان سورة الكهف خواند . عمرو بن عاص چون آن حال و آن كار بر آن نسق ديد خواست تا نجاشى را بخشم آرد . گفت « انّهم يشتمون عيسى و امّه » ايشان در عيسى و مادر او ناسزا گويند . نجاشى گفت : در عيسى و مادر چه گوئيد ؟ جعفر سورة مريم بر خواند . نجاشى مانند سر خلالى « 1 » برداشت و گفت : و اللَّه كه عيسى بر آنچه ايشان گفتند به اين قدر افزونى نگفت . آن گه جعفر و اصحاب وى را گفت : به زمين من ايمن رويد كه كس را نيست و نرسد كه شما را ناسزا گويد و رنجاند ، كه شما حزب ابراهيم‌ايد . عمرو گفت : يا نجاشى و من حزب ابراهيم ؟ فقال هؤلاء الرهط و صاحبكم الذى جاءوا من عنده و من اتبعهم گفت : حزب ابراهيم اين گروه‌اند ، و آن كس كه ايشان از نزديك وى بيامدند ، و آن كس كه پس رو ايشان باشد . مشركان را اين سخن راست نيامد و به آن منكر شدند ، و در ابراهيم دعوى كردند كه وى از ما بود ، و ما اوليترين بابراهيم و بدين وى . پس رب العالمين در شأن ايشان و آن خصومت كه در ابراهيم ميگرفتند و دعوى كه ميكردند اين آيت بمدينة فرو فرستاد بر وفق قول نجاشى .

--> ( 1 ) كذا فى ثلاث نسخ ، يعنى سر چوب نازك كه بدان خلال دندان كنند برداشت