عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
151
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
يكى از بزرگان دين خداى را عزّ و جلّ ثنا كرد و گفت : يا من يقدر و لكنه يغفر ، يا من يعلم و لكنه يحلم ، يا من يبصر و لكنه يصبر . اين ثنا از آن خبر برگرفت كه : « انّ حملة العرش ثمانية . اربعة تسبيحهم : سبحان اللَّه عدد حلمه بعد علمه ، و اربعة تسبيحهم سبحان اللَّه عدد عفوه بعد قدرته . قوله : الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلا تَكُنْ مِنَ الْمُمْتَرِينَ - يا محمد ( ص ) نگر تا در گمان نيفتى كه ما را در قدرت ايجاد شريك و انباز نيست ، و ما را در آن بكس حاجت و نياز نيست ، و جز ما كس را قدرت ايجاد و اختراع سزا نيست . يكى از پيران طريقت در مناجات گفت : خداوندا ! كار آن كس كند كه تواند و عطا آن كس بخشد كه دارد ، پس رهى چه دارد و چه تواند ؟ چون توانايى تو كرا توانست ؟ و در ثناء تو كرا زبانست ؟ و بى مهر تو كرا سرور جان است ؟ بى نسيم مهر دلبر راحت گلزار نيست * بى فروغ آن رخ گلرنگ نور و نار نيست قوله : فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ - اى مهتر ! اين بيگانگان با نهاد خراب ، و جهل بىاندازه ، و عقل مدخول ، ايشان را چه سيرى كند اين آيت اعتبار و قياس كه برايشان خواندى از راه اعجاز ؟ اين آيت مباهلة بر ايشان خوان ، و پس بر ايشان قهر و سياست ما گوش دار . مصطفى ( ص ) گفت : آتش آمده بر هوا ايستاده اگر ايشان مباهلت كردندى در همه روى زمين از ايشان يكى نماندى . و اصحاب مباهله پنج كس بودند مصطفى ( ص ) و زهرا ( ع ) و مرتضى ( ع ) و حسن ( ع ) و حسين ( ع ) . آن ساعت كه بصحرا شدند رسول ايشان را با پناه خود گرفت ، و گليم بر ايشان پوشانيد ، و گفت : « اللّهمّ ! انّ هؤلاء اهلى » جبرئيل آمد و گفت : « يا محمد ! و انا من اهلكم » ، چه باشد يا محمد اگر مرا بپذيرى و در شمار اهل بيت خويش آرى ؟ ، رسول ( ص ) گفت : « يا جبرئيل و انت منّا » ، آن گه جبرئيل بازگشت