عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

150

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

مينمايد ، راه آنست كه از وى برگردند و ملاجّت در محاجّت وى بگذارند . و فى الخبر انّ النبى ( ص ) كتب كتابا الى قيصر و دعاه الى الاسلام ، فقال : « من محمد رسول اللَّه الى هرقل عظيم الروم سلام على من اتّبع الهدى . امّا بعد ، فانّا ادعوك الى الاسلام اسلم تسلم ، اسلم يؤتك اللَّه اجرك مرّتين ؛ فان تولّيت فانّ عليك اثم الاريسيّين . يا اهل الكتاب تعالوا الى كلمة سواء بيننا و بينكم . . الى آخر الآية » . النوبة الثالثة قوله تعالى : إِنَّ مَثَلَ عِيسى عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ . . . - اين آيت از يك روى اشارت بقدرت خداى دارد ، و از يك روى اشارت بتخصيص و تشريف عيسى ( ع ) و آدم ( ع ) . اما تخصيص ايشان ظاهر است . و بيان قدرت آنست كه : در آفرينش عيسى و آدم باز نمود كه خداى قادر بهر كمالست ، و قدرت او بىكسب و بىاحتيال است . توانايى او بىعجز و بىزوال است ، و پايندگى او در عزّت و قدرت بىگشتن حال است . نه خود در وصف قدرت بلكه در همه اوصاف قيّوم و متعال است . هر چه خواهد كند ، و توان آن دارد كه از نطفهء مرده گاه آدمى زنده كند ، وز بيگانهء مرده گه آشنا زنده كند . ازين عجب‌تر كه از خاك مرده آدم صفى آرد ، و از مريم بىپدر عيسى ( ع ) پيدا كند ، ميان اين و آن خدايى خود پيدا مىكند و قدرت خود بخلق مينمايد . آن چيست كه در عقل محالست كه نه در تحت قدرت ذو الجلال است ؟ آن چيست از معدوم كه نه اللَّه بر آن قادر بر كمالست ؟ مخلوق را قادر گويند لكن بر سبيل مجاز ؛ قدرت او كسبى ، بعضى تواند و بعضى نه ، و خداى بهر چيز قادر است : در معدوم چنان كه در موجود ، در مستحيل چنان كه در معقول ، در خير و در شر ، و در طاعت و در عصيان . قال اللَّه تبارك و تعالى وَ خَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِيراً .