عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

134

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

رب العالمين نام ايشان حواريان نهاد ، و از ايشان حكايت كرد كه گفتند : آمَنَّا بِاللَّهِ وَ اشْهَدْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ : رَبَّنا آمَنَّا هم از قول حواريان است ، ميگويد : خداوند ما ! ما ايمان داريم و بگرويديم بِما أَنْزَلْتَ به آنچه فرو فرستادى از آسمان يعنى كتاب انجيل : وَ اتَّبَعْنَا الرَّسُولَ و بر پى رسول ايستاديم يعنى عيسى ( ع ) . - فَاكْتُبْنا مَعَ الشَّاهِدِينَ اى مع محمد ( ص ) و امته ، و هم الذين ذكرهم اللَّه فى قوله لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ وَ يَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيداً . وَ مَكَرُوا يعنى الذين احسّ عيسى منهم الكفر . ايشان كه عيسى ازيشان كفر معلوم كرده بود ، مكر ساختند . و مكر ايشان آن بود كه چون عيسى و مادر از ميان ايشان بيرون شدند و پس با حواريان بايشان باز آمد و دعوت كرد ، ايشان قصد عيسى كردند ، و دار زدند ، تا وى را بردار كنند ، رب العالمين گفت : وَ مَكَرَ اللَّهُ ايشان ساز نهانى ساختند ، و اللَّه ساز نهانى ساخت ، گفتند كه : مكر ، سازى بود پوشيده . و باشد كه مفسدت را كنند ، و باشد كه مصلحت را . و مكر اللَّه جز مصلحت را نباشد ، و غدر با آن نبود ؛ كه اللَّه تعالى پاك است و منزه از غدر كردن . اين هم چنان است كه خود را جل جلاله كيد گفت و آن گه در آن كيد از غرور پاك و منزه است . بخلاف مخلوق كه كيد او با غرور است و مكر او با غدر . پس مكر خالق بمكر مخلوق نماند ، هم نامى هست ، لكن هم‌سانى نيست ، و درين آيت رد جهميان ظاهر است و اهل سنت را به حمد اللَّه در آن حجت قاهر . وَ مَكَرَ اللَّهُ - گفته‌اند كه : مكر اللَّه اينجا آنست كه : پيغام داد به عيسى تا فرا حواريان گفت كه : آن كيست از شما كه رضا دهد تا شبه من بر وى افكنند ، و وى را ببدل من بردار كنند و بهشت او را بود ؟ يكى از ايشان اجابت كرد ، آنست كه اللَّه تعالى گفت : شُبِّهَ لَهُمْ وهب ابن منبه گفت در بيان اين قصه : كه عيسى شبى نشسته