عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

112

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

باشد ، كه روزگارى به پيرى با من بسر آورد ؛ يا از زن ديگر ؟ جواب دادند او را كه هم ازين زن باشد ، از بهر آنكه چون با وحشت انفراد هر دو بهم بودندى ، امروز كه روز شادى و بشارت فرزند است ، با ديگرى شرط نباشد . و درين اشارتى است ، و در آن اشارت بشارتى . فرداى قيامت كه رب العالمين تجلى كند و بندگان را بكرامت ديدار باز رساند ، همين ديده باز دهد كه امروز است ، اين ديده كه امروز در راه خداى گريست و وحشت فراق كشيد ، هر آينه همان بعزّ وصال رسد و بتجلى ذو الجلال بر آسايد . قالَ رَبِّ اجْعَلْ لِي آيَةً زكريا ( ع ) نشان وجود فرزند خواست ، او را گفتند : نشان آنست كه سه روز زبان تو از سخن با مردم باز برم ، تا همه رازت با ما بود ، و بر زبانت همه حديث ما رود . - از روى اشارت ميگويد : ترا فرزندى دهم كه وى را از دنيا و خلائق باز برم ، و روى دل وى فرا خود گردانم ، تا قبلهء خود جز حضرت ما نداند و جز با حديث ما نيارامد . جز نام و خيال و عشقت اى جان جهان * بر لفظ و دل و ديده مرا نيست عيان زكريا ( ع ) را بر خصوص همين فرمود : وَ اذْكُرْ رَبَّكَ كَثِيراً وَ سَبِّحْ بِالْعَشِيِّ وَ الْإِبْكارِ و مؤمنان را بر عموم همين فرمود : وَ اذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيراً . ميگويد : خداى را ياد كنيد ، و در طاعت و خدمت وى روزگار سر آيد ، همه او را باشيد و در همه حال و همه كار او را خوانيد ، و او را دانيد . اگر آسائيد ، با ذكر و پيغام او آسائيد ؛ و گر نازيد ، بنام و نشان وى نازيد : در سراى مرا گه گهى تو حلقه بزن * صواب نيست كه بيگانه‌وار برگذرى و گر حديث كنى ، جز حديث ما نكنى ! * و گر شراب خورى ، جز به ياد ما نخورى !