عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

98

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

به آخر آيت گذشته دارد ، يعنى : سَمِيعٌ عَلِيمٌ - إِذْ قالَتِ - ميگويد : اللَّه شنوا و دانا است به حال و گفتار آن زن عمران كه گفت : رَبِّ إِنِّي نَذَرْتُ لَكَ و گفته‌اند كه تعلق باصطفائيت دارد ، يعنى - « و اصطفى امرأة عمران اذ قالت » . و گفته‌اند : تقدير آنست كه اذكر يا محمد بنيوش تا گويم از آنچه زن عمران گفت . بو عبيده گويد : اين اذ را حكمى نيست و به هيچ چيز تعلق ندارد . و ازين جنس فراوان آيد در قرآن در ابتداء آيات و قصص . إِذْ قالَتِ امْرَأَتُ عِمْرانَ - معنى آنست كه زن عمران بن ماثان گفت ، نام وى حنه ، و به مريم بارور بود : لان نجانى اللَّه و وضعت ما فى بطنى لاجعلنه محررا - اگر خداوند عز و جلّ مرا ازين عقبه برهاند ، و اين فرزند كه در شكم دارم بسلامت از من جدا شود ، بر خود واجب كردم كه وى را آزاد دارم از كارهاء اين جهانى ، تا خداى را پرستد ، و خدمت بيت المقدس كند . و ايشان بزرگ مىداشتند خدمت مسجد قدس ، و فرزندان به آن ميدادند تقرّب را بخداى عزّ و جل . و در شرع ايشان بر فرزندان فريضه بود طاعت داشتن ، و گردن نهادن ، و خود را بسپردن در چنين نذر كه بايشان رفتى و اين در حال كودكى بودى تا ببلوغ ، و بعد از بلوغ اختيار ايشان را بودى از خدمت مسجد كردن و تيمار داشتن هم چنان بر عادت تا آخر عمر . يا بگذاشتن آن و بيرون شدن . اما معنى « محرر » خالص است ، چنان كه به هيچ چيز تعلق ندارد و هيچ چيز در وى نگيرد ؛ و يقال « رجل حرّ » اى خالص من العيوب « و طين حرّ » اى خالص من الرّمل و الحصاة ، و الحرّ هو الذى صار للَّه تعالى فى الحقيقة عبدا . آن گه دعا كرد مادر مريم تا آن نذر از وى پذيرفته شود . گفت : فَتَقَبَّلْ مِنِّي إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ از آنكه آن فرزند را هديه‌اى ساخته بود در راه حق و در كار خير ، و نه هر هديه به محل قبول افتد و لهذا قال اللَّه تعالى : إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ