عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
86
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
تاريكى لختى خار و گياه فراهم نهند و آتش در آن زنند . چندانك آتش برافروزد ايشان فرا راه بينند و جاى خويش بشناسند و از ددان و دشمنان ايمن شوند . پس چون آتش فرو ميرد ايشان در تاريكى و حيرت فرو مانند و در ترس و هراس افتند . آن شب مثل كفر منافقان است و آن آتش مثل شهادت ايشان ، چون شهادت گويند در اسلام آيند و چون با شياطين خويش رسند . و گويند إِنَّا مَعَكُمْ - از آن روشنايى شهادت بيفتند ، و در كفر خويش فرو مانند ، كه هيچ فرا حق نبينند . معنى ديگر اين كه منافقان تا زندهاند در ميان مسلمانان بروشنايى كلمهء شهادت ميروند و ايمن مىنشينند و با مسلمانان يكىاند در احكام شرع ، پس چون بميرند بظلم و حيرت باز شوند و در عذاب جاويد بمانند و گفتهاند - تشبيه منافقان بايشان كه آتش افروختند در شب تاريك از بهر آنست كه آن كس كه از روشنايى در تاريكى شود ظلمت وى صعبتر و حال وى دشوارتر از آنست كه از ابتدا خود در ظلمت باشد . و اين تاريكيها يكى تاريكى شب است ، و ديگر تاريكى فرو مردن آتش ، سديگر تاريكى گور در حق منافق . سؤال كنند كه هر كه در تاريكيها باشد خود هيچ نبيند پس چه معنى را گفت - لا يُبْصِرُونَ ؟ پس از آنكه - فى ظلمات - گفته بود ؟ جواب آنست كه بعضى حيوانات در ظلمت بينند و تاريكى ايشان را از ديدن منع نكند ، اللَّه تعالى بينايى و روشنايى بيكبار ازيشان نفى كرد كه ايشان چون آن حيوانان و چهار پايان نيستند بلكه از آن بتراند و نادانتر - اولئك كالانعام بل هم اضلّ - و در قرآن ظلماتست بمعنى كفر و شرك - چنانك گفت - يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ . و بمعنى سياهى شب - چنانك گفت - وَ جَعَلَ الظُّلُماتِ وَ النُّورَ . بمعنى اهوال - چنانك گفت - قُلْ مَنْ يُنَجِّيكُمْ مِنْ ظُلُماتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ . آن گه منافقان را صفت كرد گفت - صُمٌّ - كراناند ، يعنى از سماع قرآن بُكْمٌ - گنگاناند ، يعنى از خواندن قرآن - عُمْيٌ - نابينايانند ، يعنى از دين رسول و معجزات و دلائل نبوّت وى ، هر چند كه به گوش ظاهر ميشنوند و به زبان ظاهر ميگويند و به چشم ظاهر مىبينند چنانك رب العالمين گفت فَإِنَّها لا تَعْمَى الْأَبْصارُ