عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
773
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
كردهاند لانه يسفر عن طوايا الرجال . معنى آيت آنست كه اگر در سفر باشيد و نويسنده نيابيد فَرِهانٌ مَقْبُوضَةٌ آن را مقبوضه گفت كه رهن بى قبض درست نباشد ، ازينجا است كه رهن دين درست نباشد ، كه قبض ركن رهن است ، و قبض جز در عين صورت نبندد . قراءة مكى و ابو عمرو فرهن ، و رهن جمع رهان است ، كجدار و جدر و كتاب و كتب و حمار و حمر . و گفتهاند رهن بضم راء و حاء ، و قراءت باقى فرهان بالف و كسر راء رهان جمع رهن است كحبل و حبال ، و بحر و بحار و رهن جمع رهان است كجدار و جدر و كتاب و كتب و خمار و خمر و گفتهاند رهن ، جمع رهن است كسقف و سقف . زجاج گفت فعل در جمع فعل اندك است ، لكن درست است . ابو عبيد گفت - در سخن عرب نيافتيم فعل كه جمع آن فعل است الّا اين دو كلمت ، رهن و سقف ، يقال رهن و رهن و سقف و سقف . و مرا هنت گروستدن و دادن بود ، رهنت گرو دادم ، ارتهنت گرو ستدم ، و ارهنت بجاى رهنت استعمال كردن فصيح نيست ، اگر چه آوردهاند . قال ابن فارس . يقال - رهنت الشيء و لا يقال ارهنته . و ارهان بمعنى اسلاف درست است . يقال - ارهنت فى كذا ، اى اسلفت فيه . و الرّهن و الرهين و الرهينه گروگان بود ، و المرهون گروگان كرده بود . فَإِنْ أَمِنَ بَعْضُكُمْ بَعْضاً بمعنى ائتمن است ، ميگويد - اگر كسى از شما كسى را امين كند و امانت پيش وى نهد ، فَلْيُؤَدِّ الَّذِي اؤْتُمِنَ أَمانَتَهُ روا بود كه ها باز ستاننده شود كه او امين آن امانت است ، پس آن امانت اوست باستوارى با وى منسوب است نه بخداوندى ، و با خداوند منسوب است بخداوندى وَ لْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ - و فرمودم اين امانت دار را كه از خشم و عذاب اللَّه بپرهيز ، و امانت بجاى آر ، و بى خيانت بازرسان . قال رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلم « آية المنافق ثلاث و ان صام و صلى و زعم انه مسلم ، اذا حدث كذب ، و اذا وعد اخلف . و اذا اؤتمن خان . » و روى انه قال « لا ايمان لمن لا امانة له و لا دين لمن لا عهد له » و قال صلّى اللَّه عليه و آله و سلم « اربع اذا كن فيك لا تبال ما فاتك من الدنيا حفظ امانة و صدق حديث و عفت فى طعمة و حسن خليقة » و قال « اداء الحقوق و حفظ الامانات دينى و دين النبيين من قبلى . » پس خطاب با گواهان گردانيد و گفت وَ لا تَكْتُمُوا الشَّهادَةَ ، ابن عباس