عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
774
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
در تفسير اين آيت گفت - من الكبائر كتمان الشهادة . و فى الخبر - « من كتم شهادة اذ دعى كان كمن شهد بالزور » و قال « عدلت شهادة الزور بالاشراك باللّه ثلاث مرات ، ثم قرء : فاجتنبوا الرجس من الاوثان و اجتنبوا قول الزور » ميگويد گواهى پنهان مداريد اگر صاحب حق نداند كه تو وى را گواهى ، پيش از پرسيدن گواهى بايد داد ، به حكم خبر كه مصطفى گفت ع « خير الشهود الذى يأتى بالشهادة قبل ان يسألها » و اگر صاحب حق داند كه تو وى را گواهى ، پس تا از تو گواهى دادن در نخواهد گواهى نبايد داد ، به حكم آن خبر كه گفت « خيركم قرنى ثم الذين يلونهم ثم الذين يلونهم ، ثم يفشوا الكذب حتى يشهد الرجل قبل ان يستشهد » وَ مَنْ يَكْتُمْها فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ قال مجاهد اى كافر قلبه ، گفت هر كه گواهى پنهان دارد دل وى كافر شد ، وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ من بيان الشهادة و كتمانها . النوبة الثالثة - قوله تعالى : وَ اتَّقُوا يَوْماً تُرْجَعُونَ فِيهِ إِلَى اللَّهِ الآية . . . آه از آن روزى كه بينى خلق را حيران شده * جانها بر لب رسيده ديدها گريان شده روزى و چه روزى ، كارى و چه كارى ، روز بازارى و چه روز بازارى ، داوريگاه دنيا بسى ديدهاى ، باش تا بداوريگاه قيامت رسى ، درگاه پادشاهان بسى ديدهاى باش تا درگاه عزت ذو الجلال بينى ، ديوان مظالم سلاطين بسى ديدهاى باش تا ديوان مظالم قيامت بينى ، سراپردهء هيبت زده ، بساط جلال گسترده ايوان كبرياء بر كشيده ، ميزان عدل در آويخته ، صراط راستى باز كشيده ، فراديس جمال آراسته ، دوزخ هيبت بر آشفته . رب العالمين گفت بترسيد از چنين روز كه جهانيان را همه از دور آدم تا منتهى عالم از خاك بيرون آرند و بمحشر رانند ، فصل و قضا را و ثواب و عقاب را . همانست كه جاى ديگر گفت وَ عُرِضُوا عَلى رَبِّكَ صَفًّا ، و مصطفى ع گفت « يعرض الناس يوم القيمة ثلاث عرضات فاما عرضتان فجدال و معاذير ، و اما العرضة الثالثة فعند ذلك تطاير الصحف فى الايدى ، فآخذ بيمينه و آخذ بشماله » يكى را بينى از خاك بر آمده و چون خاكستر از ميان آتش ، يكى چون در شاهوار از ميان صدف . بزرگان دين گفتهاند كه - فردا اين رويها همه رنگ دلها گيرد ، هر كرا امروز دل سياه است ، فردا روى وى سياه بود وَ مَنْ كانَ فِي هذِهِ أَعْمى ،