عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

66

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

نيست بلكه جهتها همه در آن متساوىاند پس در منع دل و سمع از فعل خاصّ خويش لفظى بايست كه از همه جهت منع كند و بيك جهت مخصوص نبود و آن جز لفظ ختم نيست . امّا ديدار چشم بيك جهت مخصوص است و آن جهت مقابل است ، و در منع بصر از ديدار كه فعل خاصّ وى است لفظ غشاوة اولىتر كه هم مخصوص است به جهت مقابله تا توازن لفظ و تناسب معنى در آيت مجتمع شود . وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ - در قرآن پنج جايست اينجا و در آل عمران - يريد اللَّه الّا يجعل لهم حظّا فى الآخرة و لهم عذاب عظيم - اين هر دو منافقان راست . و در سورهء نحل فعليهم غضب من اللَّه و لهم عذاب عظيم - مشركان قريش راست ، و در سورة نور لعنوا فى الدنيا و الآخرة و لهم عذاب عظيم - قذفه عايشه صدّيقه را است ، و در سورة الجاثية هم كافران قريش راست . و مفسّران گفتند - عذاب عظيم - قتل و اسر است در دنيا و عذاب جاويد در عقبى - قال الخليل : العذاب ما يمنع الانسان من مراده و منه الماء العذب لأنّه يمنع من العطش ، و قيل العذاب كلّ ما يعنّى الانسان و يشقّ عليه ، و منه عذبة السّوط لما فيها من وجود الالم . وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ . . . - در شأن منافقان فرو آمد عبد اللَّه بن ابى بن سلول و معتب بن قشير ، و جد بن قيس و اصحاب ايشان و بيشترين منافقان جهودان بودند . ابن سيرين گفت - منافقان از هيچ آيت چنان نترسيدند كه ازين آيت كه پردهء ايشان به اين آيت برگرفته شد و سرّ ايشان آشكارا . و اللَّه تعالى گواهى بداد كه اين آن كلمت شهادت كه به زبان ميگويند ايشان را در عداد مؤمنان نيارد ، و بگفت مجرّد ايمان ايشان درست نشود . گفت وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِينَ - به آنچه گويند بسر زبان كه - آمنّا - كار بر نيايد و مؤمن نشوند تا دل با زبان راست نبود چنانك گفت ربّ العزّه جاى ديگر - الّذين قالوا آمنّا بافواههم و لم تؤمن قلوبهم - جاى ديگر گفت - و يقولون آمنّا باللّه و بالرّسول و اطعنا ثم يتولّى فريق منهم من بعد ذلك و ما اولئك بالمؤمنين - يعنى كه منافقان ميگفتند بگرويديم به خدا و به پيغامبران و فرمان برداريم ، آن گه برگردند گروهى