عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
744
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
كه چنين دلتنگى ، مگر كارى صعب افتاد ؟ سعيد گفت چه صعب تر ازين كه ما را پيش آمد ، آن جامهء كهن بيار . جامهء بوى داد پاره پاره كرد و آن درم جمله فرو كرد ، صرّه صرّه دربست ، شب بود در نماز شد ، تا بامداد نماز ميكرد و ميگريست ، بامداد بر سر كوى نشست ، و آن صرهها مىبخشيد تا هيچ نماند ، پس گفت - از رسول خدا شنيدم كه - درويشان مهاجران را روز قيامت بر حساب خوانند ، ايشان گويند ما را چه دادند از مال كه امروز حساب مىخواهند ؟ پس ايشان در بهشت شوند پيش از توانگران به پانصد سال ، مردى بيايد ازين توانگران و در غمار ايشان شود ، و او را دست گيرند و از ميان ايشان بيرون كنند . سعيد گفت - عمر مگر ميخواهد كه من آن مرد باشم ، اگر دنيا و هر چه در آنست به من دهند و آن مرد باشم نخواهم ! مصطفى صلّى اللَّه عليه و آله و سلم اين درويشان را صعاليك المهاجرين خواند ، وانگه ايشان را صفت كرد در آن خبر كه گفت - « حوضى ما بين عدن الى عمان شرابه ابيض من اللبن و احلى من العسل ، من شرب منه شربة لم يظمأ بعدها ابدا ، و اول من يرده صعاليك المهاجرين » قلنا و من هم يا رسول اللَّه ؟ قال « الدنس الثياب ، الشعث الرؤوس ، الذين لا تفتح لهم ابواب السدد ، و لا يزوجون المنعمات ، الذين يعطون ما عليهم و لا يعطون ما لهم » و قال صلّى اللَّه عليه و آله و سلم « ابشروا يا معشر صعاليك المهاجرين بالنور التام يوم القيمة ، تدخلون الجنة قبل اغنياء الناس به نصف يوم و ذلك خمس مائة سنة » و عن الحسن قال - اوحى اللَّه تعالى الى موسى ع - يا موسى لو يعلم الخلائق اكرامى الفقراء فى محل قدسى و دار كرامتى ، للحسوا اقدامهم و صاروا ترابا يمشون عليهم ، فو عزتى و مجدى و علوّى فى ارتفاع مكانى لاسفرن لهم عن وجهى الكريم ، و اعتذر اليهم بنفسى و اجعل فى شفاعتهم من برهم فىّ او آواهم فىّ ، و لو كان عشّارا ، و عزتى و لا اعز منى و جلالى و لا اجل منى ! لا طلب ثارهم ممن ناواهم او عاداهم ، حتى اهلكه فى الهالكين . لِلْفُقَراءِ الَّذِينَ أُحْصِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ - رب العالمين ايشان را درين آيت بستود و به پنج چيز از اخلاق پسنديده ايشان را نشان كرد : يكى دوام افتقار به حق ، ديگر حبس نفس ايشان در راه حق ، سديگر نهان داشتن فقر از بهر حق ، چهارم تازه