عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
730
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
اين فاحش در بيت بخيل است و اين متشدد هم بخيل است ، چنانك گفت : - وَ إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ اى لبخيل . فصل فى مذمّة البخل اين بخل آفتى عظيم است در راه دين و خلقى نكوهيده و خصلتى ناپسنديده ، و تابنده بدان گرفتار است از پيروزى و رستگارى دور است ، اينست كه رب العالمين گفت وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ و در خبرست كه - رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلم طواف ميكرد ، مردى را ديد دست در حلقهء كعبه زده و ميگويد : - خداوندا بحرمت اين خانه كه گناه من بيامرزى ، رسول گفت گناه تو چيست ؟ گفت نتوانم كه گويم كه بس عظيم است ، رسول گفت - ويحك عظيمتر از زمين است ؟ گفت عظيمتر ، گفت عظيمتر از آسمان است ؟ گفت عظيمتر ، گفت عظيمتر از عرش است ؟ گفت عظيمتر ، گفت عظيمتر از خداست ؟ گفت نه كه خداى بزرگوارتر ، گفت پس بگوى كه آن چه گناهست ؟ گفت مال بسيار دارم و هر گاه كه سائلى از دور پديد آيد پندارم آتشيست كه در من مىافتد ، رسول خدا گفت - دور شو از من تا مرا به آتش خويش نسوزى ، به آن خداى كه مرا براستى بخلق فرستاد كه اگر ميان ركن و مقام هزار سال نماز كنى ، تا از چشمهاى تو جويها روان گردد ، و درختها از آن برآيد ، و آن گاه كه ميرى بر بخل ميرى ، جاى تو جز دوزخ نبود ، ويحك بخل از كفر است و در آتش است ، ويحك نشنيدهء كه اللَّه گفت وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ و مصطفى صلّى اللَّه عليه و آله و سلم گفت سه چيز مهلك است : يكى بخل مطاع يعنى كه تو بفرمان وى كار كنى و با وى خلاف نكنى ، ديگر هواى باطل كه از پى آن فرا شوى ، سديگر عجب مرد بخويشتن . يحيى زكريا بر ابليس رسيد ، گفت اى ابليس تو كرا دوستر دارى و كرا دشمنتر ؟ گفت پارساى بخيل را دوستر دارم كه عمل او ببخل باطل گردد ، و فاسق سخى را دشمنتر دارم كه سخاوت او را از دست من برهاند و جان ببرد و به زبان اشارت گويند - « بخل توانگران بمنع نعمت است و بخل درويشان بمنع همت . » وَ اللَّهُ يَعِدُكُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَ فَضْلًا - و اللَّه شما را وعده ميدهد آمرزش از خود و افزونى پاداش صدقه بر سر ، بيامرزد بفضل خود ، و پاداش صدقه دهد در دنيا ،