عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
63
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
فايدهء انذار بمصطفى ع باز ميگردد از جهت استحقاق ثواب كه كافران را به حكم حرمان ازلى از آن انذار فايدهء نيست و از اينجاست كه سَواءٌ عَلَيْهِمْ گفت و - عليك نگفت تا مصطفى را فضل انذار و ابلاغ مىبود و بر كافران حكم حرمان خود روان نهاد . آدم هنوز آب و گل بود كه اين رقم بيگانگى و حرمان در علم خدا و ايشان بود . خبر درست است . كه سلمان فارسى گفت - يا عبد اللَّه مسعود انّ اللَّه تعالى خمرّ طين آدم اربعين يوما فضرب بيديه ، فخرج فى يمينه كلّ طيّب و خرج فى يده الأخرى كلّ خبيث . » آن روز كه اين قسمت ميكرد حكم خداوند چنين بود كه اين بيگانه از قسم خبيث باشد . از اينجا گفت - لا يُؤْمِنُونَ اين همچنانست كه نوح پيغمبر را گفت - انّه لن يؤمن من قومك الّا من قد آمن - پس چون حكم شقاوت در حق ايشان برفت درهاى سعادت بريشان بسته شد و مهر بر دل ايشان نهاد تا نور هدى و روشنايى آشنايى به آن نرسد . گفت - خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ - درين آيت رد قدريان روشن است و دليل اهل سنة در اثبات قدر و نفى استطاعت قوى به حمد اللَّه و منّه . ميگويد اول دلهاى ايشان را در كنّ بپوشيد آن گه مهر كرد ، و اين مهر كه نهند از بهر آن نهند تا از بيرون هيچ چيز درو نشود و از اندرون هيچ چيز بيرون نيايد . مهر بر دل كافران نهاد تا توحيد و آشنايى در آن نشود و شرك و نفاق از آن بيرون نيايد . و نظير اين در قرآن فراوان است : - و طبع على قلوبهم فهم لا يفقهون ، و طبع اللَّه على قلوبهم فهم لا يعلمون ، بل طبع اللَّه عليها بكفرهم فلا يؤمنون الّا قليلا ، و نطبع على قلوبهم فهم لا يسمعون - و چنانك مهر بر دل نهاد تا حق در نيافتند نيز بر گوش نهاد تا حق نشنوند ، چنانك گفت : - ام تحسب انّ اكثرهم يسمعون او يعقلون ، ان هم الّا كالانعام ، و لو علم اللَّه فيهم خيرا لاسمعهم ، انّك لا تسمع الموتى و لا تسمع الصمّ الدّعاء و كانوا لا يستطيعون سمعا ، كمثل الذي ينعق بما لا يسمع لو كنّا نسمع او نعقل و فى آذاننا وقرا أ فأنت تسمع الصّمّ ، اولئك ينادون من مكان بعبد . - و چنانك مهر بر دل و بر گوش ايشان نهاد تا حق درنيافتند و نشنودند ، ديدهء ايشان نيز در حجاب غفلت و پوشش كفر برد تا حق به نديدند چنانك گفت -