عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

606

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

هرگز بشستن پاك نشود ، اگر مردارى هزار بار به بحر محيط فرو برى هرگز پاك نشود ، كه نجاست او عينى است . ديگر خبث صفت است ، و در اصل پاك بود اما نجاستى به دو رسد ، كه چون بشويى پاك شود ، لكن اين نجاست هم بر دو قسم است : بعضى خفيف كه بيك آب پاك شود ، و بعضى غليظ كه شستن به آب و خاك ببايد تا پاك شود . خبائث در اصل دين هم اين تقسيم دارد يكى خبث عين ، است كه هرگز زائل نشود ، و آن خبث شرك است كه نيامرزد - إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ ، إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ . اينك جاويد در دوزخ بمانند ، از آنست كه نجاست ايشان نجاست عين است ، طهارت پذير نيست ، و بهشت جز جاى پاكان نيست ، و آن خبث ديگر در دين خبث صفت است و آن خبث - معصيت - است ، طهارت پذيرست ، امّا هم بر دو قسم است بعضى صغاير و بعضى كبائر ، صغاير خفيف است : بگذرى كه بر دوزخ كند پاك شود : « وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها » و كبائر غليظ است : بگذرى پاك نشود ، بيشتر بماند ، اما جاويد بنماند كه عين او نجس نيست و نجاست او طهارت پذيرست ، اگر درين سراى به آب توبه و حسرت بشويد ، پاك شود ، و اگر درين سراى طهارت نيابد طهور آن سراى جزا جز آتش باشد ، تا به نسوزدش پاك نشود ، و تا پاك نشود به خداوند پاك نرسد . « ان اللَّه تعالى طيّب لا يقبل الا الطيّب » بداود ع وحى آمد - كه : « يا داود طهر لى بيتا اسكنه » خانه ما پاك گردان تا خداوند خانه به خانه فرو آيد . گفت - خداوندا چگونه پاك گردانم ؟ گفت آتش عشق درو زن تا هر چه نسب ما ندارد سوخته شود ، پس بجاروب حسرت بروب تا اگر چيزى ماده بود از هواى نفس كه به آتش عشق نسوخته است جاروب حسرتش بروبد كه عروس وصل ما با هواى نفس تو بنسازد . اى برادر روى ننمايد عروس دين ترا * تا هواى نفس تو در راه دين دارد قرار چون زنان تا كى نشينى بر اميد رنگ و بوى * همت اندر راه بند و گام زن مردانه وار النوبة الاولى - قوله تعالى : لِلَّذِينَ يُؤْلُونَ - ايشانراست كه سوگند خورند