عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

579

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

وَ الَّذِينَ هاجَرُوا و ايشان كه خان و مان و اوطان خويش بدرود كردند ، و از اسباب و علائق و از خويش و پيوند خود ببريدند و صحبت رسول و موافقت وى بر همه اختيار كردند ، و به حكم اين فرمان برفتند - كه « هاجروا تورثوا ابناءكم مجدا » وَ جاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ - و از بهر خدا در راه خدا با اعداء دين بكوشيدند ، و جان بذل و تن سبيل ، و دل فدا ، و بخوش دلى استقبال اين فرمان شرع مقدس كرده ، كه « اغزوا بسم اللَّه و في سبيل اللَّه ، قاتلوا من كفر باللّه » و تسكين دل ايشان را و تحقيق اميد ايشان را مصطفى عليه السلام ميگويد : « من قاتل فى سبيل اللَّه فواق ناقة وجبت له الجنة ، من أنفق نفقة فى سبيل اللَّه كتب له سبعمائة ضعف رباط ، يوم فى سبيل اللَّه خير من الدنيا و ما فيها . » أُولئِكَ يَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّهِ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ - بر فرمى مشكل شود رجا و تمنى ، و آن را فرقى نه نهند و فرق آنست : كه - اگر با رجا غفلت بود ، و در طاعت فترت ، آن را - تمنى - گويند و تمنى آرزوست ، و آرزو در راه دين معلول است و حال صاحب رجا به عكس اينست ، و در راه دين محمول است . رب العزة درين آيت عين معاملت و حقيقت طاعت از ايمان و هجرت و مجاهدت در پيش داشت ، آن گه رجاء ايشان پس اجتهاد و طاعة به پسنديد ، و ايشان را در آن بستود گفت : أُولئِكَ يَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّهِ - جاى ديگر گفت يَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَ يَرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّهِ ابن خبيق گفت : اميدواران سه مرداند : يكى نيكو كردار - اميد ميدارد كه كردارش قبول كنند ، و وى را در آن پاداش دهند . ديگر مردى بد كردار كه توبه كرد و از بدى بازگشت ، و دل در عفو و مغفرت بست ، اميد ميدارد كه عفو كنند و وى را بيامرزند . سديگر مردى است سر بگناهان در نهاده ، و ناپاكيها بر دست گرفته ، آن گه ميگويد اميد دارم كه بيامرزد : اين يكى صاحب - تمنى - است و آن دو ديگر صاحب - رجاء روى ان النبى صلّى اللَّه عليه و آله و سلم دخل على اصحابه من باب بنى شيبه فرآهم يضحكون فقال أ تضحكون ؟ لو تعلمون ما أعلم ، لضحكتم قليلا و لبكيتم كثيرا . ثم مرّ ثم رجع -