عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

580

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

القهقرى ، و قال نزل علىّ جبرئيل ، و اتى بقوله تعالى - نَبِّئْ عِبادِي أَنِّي أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِيمُ و عن ابن مسعود رض قال - « الكبائر : الاشراك باللّه ، و الامن من مكر اللَّه ، و القنوط من رحمة اللَّه ، و اليأس من روح اللَّه عز و جل . النوبة الثالثة - قوله تعالى : يَسْئَلُونَكَ ما ذا يُنْفِقُونَ الآية . . . - مال باختن در راه شريعت نيكوست ، لكن نه چون جان باختن در ميدان حقيقت ، بوقت مشاهدت از غير جدا شدن ، و به شرط وفا بودن نيكوست ، لكن نه چنان كه از خويشتن جدا شدن و قدم بر بساط صفا نهادن . از غير جدا شدن سر ميدانست * كار آن دارد كه در خم چوگانست يكى ميپرسد - كه از مال چه دهيم ؟ و چون خرج كنيم ؟ شريعت او را جواب ميدهد - از دويست درم پنجدرم و از بيست دينار نيم دينار . ديگرى مىپرسد و حقيقت او را جواب ميدهد كه - با تو بجان و تن هم قناعت نكنند . آرى حديث مزدوران ديگرست و داستان عارفان ديگر ، معرفت مزدور تا جان شناختن است ، و معرفت عارف تا جان باختن مال و زر و چيز رايگان بايد باخت * چون كار بجان رسيد جان بايد باخت آن دولتيان صحابه نه به آن مىپرسيدند از كيفيت انفاق كه راه بدرويشى نمى بردند ، لكن باميد آنك تا از حضرت عزت اين نواخت بايشان رسد كه : - وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ - هر چه شما داديد و ميدهيد من كه خداوندم ميدانم ، و بدان آگاهم . اين چنانست كه موسى را آن شب ديجور در بيابان طور بر خواندند كه - يا مُوسى ! موسى از لذت اين خطاب سوخته اين ندا شد ، از سر سوز و اشتياق گفت - من الذى يكلمنى ؟ - كيست اين كه با من سخن ميگويد ؟ ميدانست ، لكن موسى در بحر اشتياق ديدار حق غرق شده بود ، دستگيرى طلب ميكرد - گفت : - درين يك ندا بسوختم باشد كه يك بار ديگرم بر خواند مگر بر افروزم ، فرمان آمد كه - يا موسى ! نميدانى كه ترا كه ميخواند ؟ گفت « دانم ! لكن منتظر آنم كه خواننده گويد - انّى انا اللَّه رب العالمين .