عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

526

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلَّهِ الآية . . . ميگويد - تمام كنيد حج و عمره را يعنى مناسك و حدود و شرائط و فرائض و سنن آن بتمامى بجاى آريد ، و اگر تمامتر خواهيد ، از خانهء خويش چون بيرون آئيد احرام گرفته بيرون آئيد ، و بمال حلال بى شبهت حج كنيد ، كه چون مال حرام بود بيم آن باشد كه حج نامقبول بود . و در حج بجز حج و زيارت كارى و مقصودى ديگر در پيش مگيريد ، و حج خود بميالائيد قال رسول اللَّه : يأتى على الناس زمان يحج اغنياء الناس للنزهة و اوساطهم للتجارة و قرّاؤهم للرياء و السمعة و فقراؤهم للمسألة » . و در لغت عرب - عمره - زيارت - است و حج - آهنگ - اگر كسى پرسيد چرا حج و عمره را گفت اللَّه - و نماز و زكات را نگفت : و اقيموا الصلاة و آتوا الزكاة للَّه ؟ جواب آنست كه حج و عمره در جاهليت كارى معروف و مشهور بود ، و مشركان حج و طواف كه ميكردند و تلبيه كه ميگفتند بتان را در آن مىگرفتند و ميگفتند : اينان انبازان خداىاند ، تعالى اللَّه عن ذلك . پس رب العالمين مسلمانان را فرمود كه شما خالصا اللَّه حج كنيد ، و كس را با من در آن انباز مگيريد ، تا مشركان را تنبيهى باشد ، و به راه توحيد راه نمونى كنيد ، نظير اين آنست كه گفت - وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً ، جهودان و ترسايان كليسياها و كنيسها ميساختند ، و ميگفتند اين خدايراست ، آن گه خداى را عز و جل به يگانگى و بى همتايى در آن نمىپرستيدند ، و بدان اقرار نمىدادند . رب العالمين مسلمانان را گفت - شما مرا در آن باخلاص پرستيد ، و ديگرى را با من در آن مخوانيد ، تا ايشان بدانند كه در گمراهىاند و به راه باز آيند . فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ - احصار منع است و حصر حبس ، جَعَلْنا جَهَنَّمَ لِلْكافِرِينَ حَصِيراً اى - محبسا - و هدى و هدّى هر دو يكى است ، چون ميت و ميّت ، و لين و ليّن ، و آن را هدى نام كردند از بهر آن كه آن را به منا برند و آنجا بكشند ، و بدرويشان دهند ، و بخداى عز و جل بدان تقرب كنند ، همچنانك كسى هديهء برد بدوستى و در آن بوى تقرب كند . و خلافست ميان علما در معنى - احصار - كه آن سبب تحلّل است . قومى گفتند - هر مانعى كه پديد آيد و او را از اعمال حج