عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
527
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
باز دارد ، چون بيمارى و ماندگى و ترس و بيم دشمن ، و نرسيدن نفقه ، و گم شدن شتر و مانند اين ، هر چه ازين عذرها بود چون پديد آيد بر جاى بيستد محرم ، و گوسپندى بمنا فرستد تا بكشد ، آن گه از احرام بيرون آيد و حلال شود . و جماعتى از محققان گفتند - كه آن احصار كه مبيح تحلّل است منع است از جهت دشمن ، يا از جهت سلطان قاهر . چنانك مصطفى را بيفتاد در حديبيه ، و ديگر عذرها چون بيمارى و جز آن سبب تحلّل نيست . پس چون باز داشته شد از جهت دشمن يا سلطان قاهر ، گوسپندى بكشد همانجاى كه محصر شود ، اگر در حل باشد يا در حرم ، آن گه از احرام بيرون آيد ، و بر وى قضا نه . الا اگر نسك واجب باشد . اينست كه رب العالمين گفت : - فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ - الايه اى فواجب عليكم ما تيسّر من الهدى و ادناه شاة و اعلاه بدنة ، و اوسطه بقرة ، و الاحسن هو الشاة لانه اقرب الى اليسر . و اللَّه تعالى سمّى الشاة هديا ، فى قوله هَدْياً بالِغَ الْكَعْبَةِ . وَ لا تَحْلِقُوا رُؤُسَكُمْ حَتَّى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ - ميگويد - موى سرباز مكنيد تا آن گه كه گوسپند بكشند ، و به محل انتفاع رسد . و تناول ، اگر در حلّ باشد يا در حرم ، اين بر قول ايشانست كه احصار احصار دشمن نهند و محل محل انتفاع و اكل و تناول نهند ، و مثال اين آنست كه مصطفى گفت : در آن گوشت كه بريره را دادند به صدقه ، قال « قرّبوه فقد بلغ محله » - اى بلغ محل طيبه و حلاله بالهدية الينا بعد أن كانت صدقة على بريرة . فَمَنْ كانَ مِنْكُمْ مَرِيضاً أَوْ بِهِ أَذىً مِنْ رَأْسِهِ الآية - اين در شأن كعب بن عجرة الانصارى فرو آمد . ديگ مىپخت و مصطفى ع به روى بگذشت وى را ديد ! جمنده « 1 » از سروى مى فرو ريخت گفت - اى كعب جمنده سرت را مىرنجاند ؟ گفت - آرى گفت گوسپندى بكش و درويشان را بخوران ، يا سه روز روزهدار ، يا فرقى طعام بشش درويش ده ، و موسى بستر ، اين فرق به نزديك اهل حجاز سه صاع باشد هر درويشى را دو مدّ
--> ( 1 ) جمنده - هوام . و فى اصل الحديث : - انه صلّى اللَّه عليه و آله و سلم قال لكعب بن عجرة : لعلك اذاك هو امك . . . الخ انظر البيضاوى .