عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

507

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

بيرون آيد ، او را گويند بيرون آرى از گناه خويش چنان كه آن روز كه از مادر زادى . و فى الخبر - من اعتكف عشرا فى رمضان كان كحجّتين و عمرتين » و فى الاثر - « من اعتكف يوما فكعدل عشر رقاب ، و من اعتكف يومين فعدل عشرين رقبة ، و من اعتكف ثلاثة ايام فعدل ثلثين رقبة ، و من اكثر فعلى قدر ذلك . » و فاضلتر آنست كه در دههء آخر ماه رمضان معتكف نشيند ، كه مصطفى ع چنين كردى . و هرگز اعتكاف درين دهه دست بنداشتى . و درست است كه يك سال سى روز معتكف نشست ، و سال ديگر بيست روز ، آن سال كه سى روز نشست ، سبب آن بود كه ده روز پيشين معتكف نشست طلب شب قدر را ، جبرئيل آمد و گفت - آنچه مىجويى در پيش است ، پس ده روز ميانين نشست ، جبرئيل گفت ديگر باره - آنچه ميجويى در پيش است . پس ده روز پسين معتكف نشست تمامى سى روز . اما آن سال كه بيست روز معتكف نشست ، چنان بود كه پيشين سال بغزا بود با ياران و اعتكاف از وى فائت شد . ديگر سال ده روز سال گذشته را قضا كرد ، و ده روز آن سال را كه در آن بود ، و يك سال چنان افتاد كه اعتكاف وى در ماه رمضان فائت شد ، و در شوال معتكف نشست ، و سبب آن بود كه به مسجد آمد و خيمه زد اعتكاف را ، زنى از زنان وى دستورى خواست باعتكاف ، او را دستورى داد پس ديگر زنان آمدند و به مسجد خيمه زدند ، عايشه و حفصه و ديگران ، مصطفى نگاه كرد خيمها ديد زده ، خشم گرفت گفت به اين مى پارسايى خواهيد ؟ من امسال معتكف نمىنشينم ، و بيرون آمد از اعتكاف خويش ، پس در ماه شوال آن ده روز قضا كرد . تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ - قيل فرائض اللَّه و شروطه ، و قيل ممنوعاته . اين اندازها است كه خداى نهاد در دين خويش ، ميان طاعت و معصيت پسند و ناپسند . فَلا تَقْرَبُوها گرد اندازهاى وى مگرديد بسست فرا گرفتن و فرو گذاشتن . كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ آياتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ . النوبة الثالثة - قوله تعالى : وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي . . . - ميگويد چون بندگان من مرا از تو پرسند ، آن بندگانى كه بحلقهء حرمت ما در آويختند . و در كوى