عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
473
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
النوبة الثانية - قوله تعالى : يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا . . . الآية - مفسران گفتند اين آيت در شأن دو قبيلهء عرب فرود آمد يكى شريف و ديگر وضيع ، ميگويند اوس و خزرج بودند ، و بعضى گفتند قريظه و نضير بودند ، با يكديگر جنك كردند و از ايشان كه شريف بودند قومى كشته شدند بدست آنان كه وضيع بودند ، و اين در بدايت اسلام بود و بجاهليت قريب العهد بودند ، هم بر عادت و حكم جاهليت گفتند - لنقتلن بالعبد منّا الحرّ منهم ، و بالمرأة منّا الرجل منهم ، و بالرجل منا الرجلين منهم و لنضاعفنّ الجروح - گفتند به بندهء ما آزاد ايشان باز كشيم و بزن ما مرد ايشان و بيك مرد ما دو مرد ازيشان ، و قصاص جراحتها مضاعف كنيم ، كه ما ازيشان مهتر و شريفتريم ، آن گه قصهء خويش به حضرت نبوى انها كردند . مصطفى ايشان را براستى و برابرى فرمود ، رب العالمين در شأن ايشان آيت فرستاد و رسول خدا بر ايشان خواند ، و همه منقاد شدند و به حكم خدا و رسول فرو آمدند . الْحُرُّ بِالْحُرِّ - آزاد بآزاد وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ و بنده به بنده ، و در ابتداء اسلام زن بزن كشتنديد و مرد بمرد وَ الْأُنْثى بِالْأُنْثى منسوخ گشت به النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ مستثنى ماند بدلالت سنت . اكنون حكم آيت على الجملة بدان - هر دو شخص كه در دين و در حريت برابر باشند و در حرمت ، و يكى از آن ديگر را بكشد به قصد ، رواست كه او را باز كشند بوى ، پس مسلمان به مسلمان باز كشند ، و ذمّى بذمى ، و آزاد بآزاد ، و بنده به بنده ، و مرد بمرد ، و زن بزن ، و مسلمان را بذمى باز نكشند بمذهب شافعى رض ، و نه آزاد به بنده كه ايشان در عصمت برابر نهاند . و امير المؤمنين عليه السّلام گفت « من السّنة ان لا يقتل مسلم بكافر و ان لا يقتل حر بعبد » اما ذمى به مسلمان و بنده بآزاد باز كشند ، همچنين فرزند به پدر و فرزند بمادر باز كشند ، و پدر را به فرزند و مادر را به فرزند نه ، و جماعتى را بيك شخص باز كشند به حكم اجماع ، و زن را بمرد باز كشند و مرد را بزن به حكم خبر . فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ - اين هاء در - له - با قاتل شود ، كشته را به برادر كشنده