عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
474
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
خواند و عصمت اسلام و برادرى ميان قاتل و قتيل به خون ناحق بنبريد ، و نيز بقتل اسم ايمان از وى به نيفتاد كه در تحت اين خطاب است كه يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا و اين عفو آنست كه اولياء كشته خود به بخشند و بديت صلح كنند . ميگويد - هر كس كه وى را از برادر كشتهء وى قصاص عفو كنند فَاتِّباعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَداءٌ إِلَيْهِ بِإِحْسانٍ - قاتل را گوئيد يعنى تا بر پى ديت سپردن رود ، به نيكويى و كارگزاردن به زودى . معنى ديگر فَاتِّباعٌ بِالْمَعْرُوفِ او را گوئيد ، يعنى ولّى كشته را ، كه به اين قاتل ميخواهد كه با وى بديت صلح كند ، تو هم پس اين صلح فرا رو ، و اين ديت به پذير بى تشديد و تهديد . اگر كسى گويد چه فايده را فَمَنْ عُفِيَ لَهُ بفعل مجهول گفت فمن عفى له اخوه نگفت ؟ جواب آنست كه تا معلوم شود كه در شرع فرق نيست ميان آنك صاحب دم يك كس باشد و عفو كند ، يا جماعتى باشند و يك كس از جملهء ايشان عفو كند ، در هر دو حال قصاص بيفتد و با ديت گردد ، و ديت مردى مسلمان كه به قصد كشته شود ديت مغلظه است حالى بر قاتل واجب شود صد اشتر به قسم ، و آن را مثلثه گويند سى حقه ، و سى جذعه ، و چهل خلفه ، كه بچه در شكم دارند ، و اگر بخطا كشته شود يا شبه عمد بود نه عمد محض ديت مخففه واجب شود بر عاقله ، و ديت مخففه مؤجّل واجب شود بر پنج قسم - آن را مخمسه - گويند بيست حقه ، و بيست جذعه ، و بيست بنت لبون ، و بيست ابن لبون ، و بيست بنت مخاض ، الّا اگر خويشاوندى را كشد يا در ماههاى حرام كشد . ذو القعده و ذو الحجه و محرم و رجب ، يا در حرم مكه ، كه آن گه ديت مغلظه واجب شود ، اگر چه قتل خطا باشد ، پس اگر شتر نايافت بود يا ببهاى خويش بدست نيايد ، ديت مردى مسلمان هزار دينار زر سرخ باشد ، يا دوازده هزار درم سپيد ، و ديت جهود و ترسا ثلث ديت مسلمان است به حكم خبر ، و ديت مجوس خمس ديت اهل كتاب است ، و هشتصد درم بقول عمر خطاب ،