عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

435

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ » ، گاه پوشيده بخلالى از ميغ ، گاه سبز و درخشان چون روى تيغ ، دو چراغ ديگر در وى فروزان ، يكى سوزان يكى گدازان ، عمر نوردان و هنگام سازان ، گيتى را شمار ، و روزگار را طومار ، يكى شب آراى ، يكى روز افروز ، يكى شتابنده چون هزيمتى ، يكى گران رو چون نو آموز . ديگر آيت ، - زمين - است كه هر كس را در آن وطن ، و هر چيز را در آن سكن ، زنده را مادر ، و مرده را چادر ، بار زنده ميكشد ، و عوراء مرده مىپوشد ، شادروانى از گرد كرده ، و بر روى آب بداشته ، هر دو دشمن يكديگر آن گه هر دو دل بر هم نهاده ، و تن فراهم داده ، نه گرد را از آب زيانى ، نه آب را از گرد نقصانى . زمين بر روى آب همچون كشتى بر روى دريا ، و كشتى را از حشو ناگزيرست تا گران گردد و موج كه زير آن خيزد آن را به نگرداند ، همچنين كوه‌هاى بلند در زمين او كند چنانك گفت - « وَ جَعَلْنا فِيها رَواسِيَ شامِخاتٍ » تا زمين بوى گران شد ، و بر آب آرام گرفت هر كه در عالم بنا كرد از آب نگه داشت ، بنا را بآرامش پيوند كرد ، كه جنبش بنا اساس را منتقض گرداند ، و آب چون بر پى رود بنا را تباه كند ، صانع قديم حكيم پس عالم بر آب نهاد ، و سقف وى گردان آفريد ، تا بدانى كه صنع وى بصنع كس نماند . آيت ديگر تاريكى شب است و روشنايى روز ، اين تاريكى از آن روشنايى پديد كرد ، و آن روشنايى ازين تاريكى برآورد ، و هر دو بر پى يكديگر داشت . چنانك گفت - « جَعَلَ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ خِلْفَةً » آن گه شب تاريك را به ماه منور كرد ، و روز روشن را بچراغ خورشيد مطهّر و معطر تا آنچه در شب بر بنده فائت شود بروز بجاى آرد ، و آنچه در روز فائت شود بشب بجاى آرد ، و خداى را عز و جل در آن بستايد و از وى آزادى كند ، اينست كه اللَّه گفت : « لِمَنْ أَرادَ أَنْ يَذَّكَّرَ أَوْ أَرادَ شُكُوراً » . آيت ديگر كشتى است بر روى دريا - وَ الْفُلْكِ الَّتِي تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِما يَنْفَعُ النَّاسَ ، - دريا از بهر آدمى نرم شده و منفعت خلق را رام كرده ، تا كشتى به روى آسان رود ، و به آب فرو نشود ، و ملاح هدايت يافته تا باد راست از كژ بشناخته ، و ستاره را آفريده تا وى را راهبر و دليل شده . اگر نه رحمت خداوند بودى و مهربانى وى بر بندگان و ساختن كار و اسباب معيشت ، لختى چون فراهم نهاده و در هم بسته در آن موجهاى چون كوه