عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
436
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
كوه چون برفتى ؟ يا خود چون بماندى ؟ لكن برحمت خود آن درياها مسخّر كرد و بساخت آدميان را ، و زير كشتى روان ساخت تا بفرمان خالق هر جا كه آدمى بخواهد كشتى ميرود و منفعت ميگيرد ، اينست كه رب العزة منت نهاد بر بندگان و گفت - اللَّهُ الَّذِي سَخَّرَ لَكُمُ الْبَحْرَ لِتَجْرِيَ الْفُلْكُ فِيهِ بِأَمْرِهِ . آيت ديگر - بارانست ، كه از آسمان فرود آيد تا زمين مرده بدان زنده شود و نبات بر آرد ، چنانك اللَّه گفت : - وَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّماءِ مِنْ ماءٍ فَأَحْيا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها - قطرههاى باران در ميغ تعبيه كند ، و آن ميغ گران بار بر هواء قدرت بدارد ، آن گه بادى گرم فرستد تا ميغ از هم برگشايد ، و قطرات از آن بريزد ، چنانك اللَّه گفت وَ أَنْزَلْنا مِنَ الْمُعْصِراتِ ماءً ثَجَّاجاً و با هر قطره فريشتهء ، تا چنانك فرمان بود بجاى خود مىرساند ، چون باران به زمين رسد آن زمين مرده زنده شود ، بجنبد و شكافته گردد ، و از آن انواع نبات و اصناف درختان برآيد ، نبات رنگارنگ و درختان گوناگون ، رنگهاى نيكو ، و طعمهاى شيرين و بويهاى خوش ، بار لختى حلوا ، بار لختى روغن ، بار لختى دارو ، و لختى ترش ، لختى شيرين ، لختى خوردن را ، لختى پيرايه را ، لختى هم ميوه و هم روغن ، لختى هم ميوه و هم جامه ، لختى غذاء آدميان ، لختى غذاء ستوران ، لختى غذاء مرغان ، عاقل چون در نگرد داند كه اين ساخته را سازندهايست و آراسته را آرايندهء ، و رسته را رويانندهء ، هر يكى بر هستى اللَّه گواه و او را به يگانگى وى نشان ، نه گواهى دهنده را خرد ، نه نشان دهنده را زبان و لقد قالوا . و فى كل شيء له آية * تدلّ على انه واحد در صنع آله بى عدد برهانست * در برگ گلى هزارگون دستانست آيت ديگر - جانورانند ازين چهارپايان و مرغان و حشرات زمين و ددان بيابان - يقول تعالى و تقدس وَ بَثَّ فِيها مِنْ كُلِّ دَابَّةٍ - هر يكى برنگى و شكلى ديگر ، بر صفتى و صورتى ديگر ، هر يكى را الهام داده كه غذاء خويش چون بدست آرد ، و بچهء خويش را چون نگه دارد ، و آشيان خويش چون كند ، و جفت خويش چون